banknote

[ایالات متحده]/ˈbæŋknəʊt/
[بریتانیا]/ˈbæŋknoʊt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تکه‌ای از کاغذ که نمایانگر ارزش معینی از پول است و به عنوان وسیله‌ای برای تبادل استفاده می‌شود.

جملات نمونه

she used her last banknote to buy herself a square meal before perdition.

او از آخرین اسکناس خود برای خرید یک وعده غذایی مناسب قبل از نیستی استفاده کرد.

Substitution to banknote in circulation and the reserves of Central Bank, it will have a certain impact on seignorage of Central Bank.

جایگزینی برای اسکناس در گردش و ذخایر بانک مرکزی، تأثیر خاصی بر حق الحکمۀ بانک مرکزی خواهد داشت.

It is estimated that the person would like to sign a personal idiograph on this money, then assume this banknote will always belong him as a matter of course.

تخمین زده می شود فرد بخواهد روی این پول یک ایدوگراف شخصی امضا کند و سپس فرض کند که این اسکناس همیشه از آن اوست.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید