change

[ایالات متحده]/tʃeɪn(d)ʒ/
[بریتانیا]/tʃendʒ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. & vi. تغییر دادن، مبادله کردن، تبدیل کردن
n. تحول، بازیابی پول خرد

عبارات و ترکیب‌ها

change clothes

تغییر لباس

change in

تغییر در

climate change

تغییرات آب و هوایی

for a change

برای تنوع

change from

تغییر از

subject to change

موضوع تغییر

change for

تغییر برای

phase change

تغییر فاز

no change

تغییر نکردن

fundamental change

تغییر اساسی

change into

تبدیل شدن به

social change

تغییرات اجتماعی

significant change

تغییر مهم

global change

تغییر جهانی

change management

مدیریت تغییر

sudden change

تغییر ناگهانی

change your mind

تغییر عقیده

in change

در تغییر

change over

تغییر در طول زمان

rapid change

تغییر سریع

جملات نمونه

not change by an iota

تغییر حتی ذره‌ای

a change of socks.

یک تغییر جوراب

change with the temperature

تغییر همراه با دما

the change of seasons.

تغییر فصل‌ها

change methods; change sides.

تغییر روش‌ها؛ تغییر طرف‌ها

a change of atmosphere; a change of ownership.

تغییر جو؛ تغییر مالکیت

there is bound to be a change of plan.

به احتمال زیاد برنامه تغییر خواهد کرد.

they had a change of heart.

آنها تغییر عقیده دادند.

an insensible change in temperature.

تغییر غیرقابل توجه در دما

the change was cynical and opportunistic.

تغییرات cynical و فرصت طلبانه بود.

No vestige of a change appeared.

هیچ نشانه‌ای از تغییر ظاهر نشد.

propose a change in the law.

تغییر در قانون پیشنهاد کنید.

a visible change of expression.

تغییر قابل مشاهده بیان

a change in facial expression.

تغییر در حالت چهره

an abrupt change in the weather.

تغییر ناگهانی آب و هوا

failure to report a change of address.

عدم گزارش تغییر آدرس

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید