cash

[ایالات متحده]/kæʃ/
[بریتانیا]/kæʃ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ارز به صورت سکه یا اسکناس
vt. تبدیل (دارایی‌ها) به ارز؛ پرداخت (چک) به صورت نقد

عبارات و ترکیب‌ها

cash payment

پرداخت نقدی

cash withdrawal

برداشت وجه نقد

cash advance

وام نقدی

cash flow

جریان نقدی

cash on delivery

پرداخت نقدی هنگام تحویل

in cash

به صورت نقدی

cash in

دریافت وجه نقد

for cash

برای وجه نقد

cash register

صندوق فروش

cash management

مدیریت وجه نقد

cash in on

بهره‌برداری از وجه نقد

net cash

وجه نقد خالص

on cash

با پرداخت نقدی

pay cash

پرداخت نقدی

cash dividend

سهام نقدی

cash out

پرداخت وجه نقد

petty cash

سهم نقدی

free cash

وجه نقد آزاد

cash flow statement

گزارش جریان نقدی

discounted cash

وجه نقد با تخفیف

cash crop

محصول نقدی

free cash flow

جریان نقدی آزاد

discounted cash flow

جریان نقدی با تخفیف

جملات نمونه

cash and in-kind benefits.

مزایا و منافع نقدی و غیرنقدی.

cash deposit as collateral

سپرده نقدی به عنوان وثیقه

paid cash on the barrel for the car.

پول نقد برای ماشین روی بشکه پرداخت شد.

a speculator flush with cash;

یک спекулянт که با پول نقد فراوان است;

I'm not ready to cash up.

من آماده پرداخت وجه نیستم.

cash a check; cash in one's gambling chips.

چک را نقد کنید؛ برنده خود را نقد کنید.

They took cash in lieu of the prize they had won.

آنها به جای جایزه ای که برنده شده بودند، وجه نقد گرفتند.

the price was £900 cash down.

قیمت 900 پوند به صورت نقدی بود.

the years when cash was flush.

سال‌هایی که پول نقد فراوان بود.

he has to pay cash on the knocker.

او باید به صورت نقدی پرداخت کند.

we manage our cash extremely well.

ما به خوبی پول نقد خود را مدیریت می کنیم.

he pays with cash instead of with plastic.

او به جای کارت اعتباری با پول نقد پرداخت می کند.

few people had spare cash for inessentials.

کم افراد پول نقد اضافی برای موارد غیرضروری داشتند.

Will that be cash or charge, ma'am?

آیا نقدی است یا کارت اعتباری خانم؟

such investments yield direct cash returns.

این سرمایه گذاری ها بازده نقدی مستقیم می دهد.

They give 10% discount for cash payment.

آنها 10٪ تخفیف برای پرداخت نقدی ارائه می دهند.

cash provided by operations

پول نقد حاصل از عملیات

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید