collectively

[ایالات متحده]/kə'lektivli/
[بریتانیا]/kəˈl ɛktɪvlɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به عنوان یک گروه; با هم.

عبارات و ترکیب‌ها

work collectively

کار کردن به صورت جمعی

achieve goals collectively

رسیدن به اهداف به صورت جمعی

make decisions collectively

تصمیم گرفتن به صورت جمعی

جملات نمونه

the right of workers to bargain collectively

حق کارگران برای چانه زنی جمعی

parts of the body known collectively as the sensory system

بخشی از بدن که به طور جمعی به نام سیستم حسی شناخته می شود

The houses are owned collectively by the company.

خانه ها به طور جمعی توسط شرکت در اختیار است.

All members of the Cabinet are collectively responsible for decisions taken.

همه اعضای کابینه به طور جمعی مسئولیت تصمیمات اتخاذ شده را بر عهده دارند.

They collectively abstained (from voting) in the elections for local councilors.

آنها به طور جمعی (از رای دادن) در انتخابات شورای محلی خودداری کردند.

Closely associated with the benthic community are organisms collectively called periphyton or aufwuchs.

ارگانیسم هایی که به طور جمعی به نام پریفیتون یا آوفوکس شناخته می شوند، ارتباط نزدیکی با جامعه بِنتی دارند.

The 23 million-year-old creature was not a direct ancestor of today's seals, sea lions and walruses, a group known collectively as pinnipeds.

این موجود ۲۳ میلیون ساله جد مستقیم فک‌ها، شیر دریایی‌ها و والف‌های امروزی نبود، گروهی که به طور جمعی به عنوان پین‌گ‌پید شناخته می‌شود.

Be that as it may, I intend in this book to include as many members of my _karass_ as possible, and I mean to examine all strong hints as to what on Earth we, collectively, have been up to.

با این حال، قصد دارم در این کتاب تا حد امکان اعضای _کاراس_ خود را بگنجانم و قصد دارم به بررسی سرنخ های قوی در مورد اینکه ما به طور جمعی چه کارهایی انجام داده ایم بپردازم.

نمونه‌های واقعی

And then beyond that, it depends on us collectively.

بسته به اینکه ما به طور جمعی چه اقدامی انجام دهیم.

منبع: NPR News August 2021 Compilation

These are collectively called the chest leads.

اینها به طور جمعی به نام سیم‌های قلبی شناخته می‌شوند.

منبع: Osmosis - Cardiovascular

What might be a framework to guide companies collectively?

چه چارچوبی می‌تواند شرکت‌ها را به طور جمعی راهنمایی کند؟

منبع: Time Magazine's 100 Most Influential People

You get 2,710 gold pieces collectively in checking accounts.

شما به طور جمعی 2710 سکه طلا در حساب‌های پس‌انداز دریافت می‌کنید.

منبع: Monetary Banking (Video Version)

We've all been through something collectively.

ما همه به طور جمعی از چیزی عبور کرده‌ایم.

منبع: Vox opinion

Those individual decisions to drop out collectively amount to society-wide stratification.

تصمیمات فردی برای کنار گذاشتن به طور جمعی منجر به طبقه‌بندی در سطح جامعه می‌شود.

منبع: The Economist (Summary)

The nucleic acid and the capsid are collectively called a nucleocapsid.

اسید نوکلئیک و کپسید به طور جمعی نوکلئوکپسید نامیده می‌شوند.

منبع: Osmosis - Microorganisms

Being a multi-planet species is more than simply, you know, life insurance for life collectively.

وجودن به عنوان یک گونه چند سیاره‌ای بیشتر از صرفاً بیمه حیات برای زندگی به طور جمعی نیست.

منبع: Celebrity Speech Compilation

And we collectively flattened the peak.

و ما به طور جمعی اوج را مسطح کردیم.

منبع: Boris Johnson's Speech Collection

Collectively, they've worn down mountains and carried them to the sea.

به طور جمعی، آنها کوه‌ها را فرسوده و به دریا منتقل کرده‌اند.

منبع: BBC documentary "Our Planet"

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید