individually

[ایالات متحده]/ˌɪndɪˈvɪdʒuəli/
[بریتانیا]/ˌɪndɪˈvɪdʒuəli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به طور جداگانه; به طور منحصر به فرد; به طور متمایز

جملات نمونه

the five bedrooms are individually decorated.

پنج اتاق خواب به صورت جداگانه تزئین شده اند.

The children were taught individually, not in a group.

کودکان به صورت جداگانه و نه در گروه آموزش داده شدند.

Dublin people dress more individually than people in London.

مردم دوبلین بیشتر از مردم لندن به صورت جداگانه لباس می‌پوشند.

partnerships and individually owned firms.

همکاری‌ها و شرکت‌های متعلق به افراد.

A five-day week benefits more than individually and economically.

یک هفته پنج روزه از نظر فردی و اقتصادی بیشتر مفید است.

Each of the ten bedrooms is individually furnished.

هر یک از ده اتاق خواب به طور جداگانه مبلاغ شده است.

Each apple was individually wrapped in paper.

هر سیب به صورت جداگانه در کاغذ پیچیده شده بود.

Every part is individually checked before assembly.

هر قطعه قبل از مونتاژ به صورت جداگانه بررسی می‌شود.

The related publications are far too numerous to list individually.

انتشارات مرتبط بسیار زیاد هستند و نمی‌توان آنها را به صورت جداگانه فهرست کرد.

Peak currents were recorded in HEK293 cells treated by rocuronium, vecuronium, atracurium individually using whole cell patch clamp technique.

جریان‌های اوج در سلول‌های HEK293 که با روکورونیوم، و کورونیوم، آتریکوریوم به طور جداگانه با استفاده از تکنیک بست سلول کامل و بست سلولی اندازه‌گیری شدند.

Methods HPLC method was utilized to determine the ingredients which were individually extracted from clonidine hydrochloride, hydrochlorothiazide, rutin and linarin of flos chrysanthemi indici.

روش‌ها: روش HPLC برای تعیین موادی که به طور جداگانه از کلریدونید هیدروکلراید، هیدروکلروتیازید، روتین و لینارین از گل‌های کریزانتامم ایندی استفاده شد، مورد استفاده قرار گرفت.

ISD was defined as a solitary gland lying individually in adipose tissue, either directly abutting adipocytes or separated from them by only a thin rim of fibromuscular tissue.

ISD به عنوان یک غده منفرد که به صورت جداگانه در بافت چربی قرار دارد، تعریف شد، یا به طور مستقیم به سلول‌های چربی برخورد می‌کند یا تنها با یک لبه نازک از بافت فیبروموسکولار از آنها جدا می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید