jointly

[ایالات متحده]/'dʒɒɪntlɪ/
[بریتانیا]/'dʒɔɪntli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به طور مشترک; در همکاری.

عبارات و ترکیب‌ها

jointly and severally

به صورت مشترک و جداگانه

جملات نمونه

a document issued jointly by the Treasury and the Home Office

سند مشترکی که توسط وزارت خزانه داری و وزارت امور داخله منتشر شده است

a scheme jointly funded by central and local government

یک طرح که به طور مشترک توسط دولت مرکزی و محلی تامین مالی می‌شود.

She owns the house jointly with her husband.

او خانه را به طور مشترک با همسرش در اختیار دارد.

Article 125 The registration of trust shall be jointly applied by the mandator and the trustee if the trust is created by a contract.

ماده 125 ثبت امانت باید به طور مشترک توسط متصدی و امین درخواست شود اگر امانت از طریق قرارداد ایجاد شده باشد.

This feedback effect jointly determines the optimal contract, the propensity of market manipulation and price informativeness.

این اثر بازخورد به طور مشترک قرارداد بهینه، تمایل به دستکاری بازار و اطلاع رسانی قیمت را تعیین می کند.

The Joint Communique on Sino-Bahamian Friendship and Cooperation was jointly signed by Premier Yu Kuo-hwa of the ROC and Prime Minister Lynden Pindling of the Bahamas.

بیانیه مشترک دوستی و همکاری چین و باهاما به طور مشترک توسط یو کووهوا، نخست‌وزیر جمهوری چین و لیندن پیندلین، نخست‌وزیر باهاما امضا شد.

Sameway Magazine and Melbourne Interchurch Committee jointly organized a charity sale for Victorian bushfire appeal last Saturday.

مجله سَموی و کمیته بین‌کلیسایی ملبورن به طور مشترک یک حراج خیریه برای کمک به آتش‌سوزی در ویکتوریا در شنبه گذشته برگزار کردند.

About 68 per cent of illegitimate births were jointly registered by both parents.

حدود 68 درصد از ولادت‌های نامشروع به طور مشترک توسط هر دو والد ثبت شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید