comedy

[ایالات متحده]/ˈkɒmədi/
[بریتانیا]/ˈkɑːmədi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ژانری از درام که هدف آن خنداندن تماشاگر است؛ کیفیت خنده‌دار یا سرگرم‌کننده بودن

عبارات و ترکیب‌ها

stand-up comedy

کمدی ایستاده

comedy club

باشگاه کمدی

comedy show

نمایش کمدی

comedy movie

فیلم کمدی

divine comedy

کمدی الهی

situation comedy

کمدی موقعیت

comedy film

فیلم کمدی

black comedy

کمدی سیاه

musical comedy

کمدی موزیکال

new comedy

کمدی جدید

slapstick comedy

کمدی خنده‌دار

dark comedy

کمدی تاریک

جملات نمونه

She enjoys watching comedy shows on weekends.

او از تماشای برنامه‌های کمدی در آخر هفته‌ها لذت می‌برد.

The comedy movie made everyone in the theater laugh.

فیلم کمدی باعث خنده همه در تئاتر شد.

He is known for his witty comedy routines.

او به خاطر روال‌های کمدی باهوشش شناخته شده است.

The comedy club is hosting a stand-up comedy night.

کلوپ کمدی میزبان یک شب کمدی ایستاده است.

She wrote a hilarious comedy script that became a hit.

او یک فیلمنامه کمدی خنده‌دار نوشت که به یک موفقیت تبدیل شد.

The comedy duo always cracks jokes together on stage.

زوج کمدی همیشه با هم روی صحنه شوخی می‌کنند.

The sitcom is a popular form of comedy on television.

سیتکام یک فرم محبوب کمدی در تلویزیون است.

He has a talent for improv comedy and can make people laugh spontaneously.

او استعداد بداهه‌پردازی کمدی دارد و می‌تواند باعث شود مردم به طور خودکار بخندند.

The comedy show had a mix of slapstick humor and clever wordplay.

برنامه کمدی ترکیبی از طنز اغراق‌آمیز و بازی با کلمات باهوش داشت.

The comedy scene in the movie was the highlight of the entire film.

صحنه کمدی در فیلم اوج کل فیلم بود.

نمونه‌های واقعی

I'm watching a comedy called The Big Bang Theory.

من در حال تماشای یک کمدی به نام تئوری بیگ بنگ هستم.

منبع: CET-6 Listening Past Exam Questions (with Translations)

Chuck Schumer engaged in some spectacular prop comedy.

چاک شومر در برخی از کمدی های نمایشی بسیار خوب شرکت کرد.

منبع: Little Jiung Tonight Show last week

From there I recommend drama, and then dark comedies.

از آنجا، من درام و سپس کمدی های تاریک را توصیه می کنم.

منبع: Engvid Super Teacher Selection

The famous actor is in France filming a comedy.

بازیگر مشهور در فرانسه در حال فیلمبرداری یک کمدی است.

منبع: Lai Shixiong Basic English Vocabulary 2000

But I would still do the comedies as well, obviously.

اما من هنوز کمدی ها را هم انجام می دهم، البته.

منبع: Outstanding Women Chronicles

Let's start with some highlights in the comedy categories.

بیایید با برخی از نکات برجسته در دسته بندی های کمدی شروع کنیم.

منبع: The Washington Post

The issue is not comedy, of which Germany has plenty.

مشکل کمدی نیست، آلمان از آن سزای زیادی دارد.

منبع: The Economist (Summary)

Gott im Himmel! I'll have to go back to making family comedies.

خدای من! من باید به ساخت کمدی های خانوادگی برگردم.

منبع: The Simpsons Movie

Now, if you watch a comedy, that leaves you amused.

حالا، اگر یک کمدی تماشا کنید، شما را سرگرم می کند.

منبع: Engvid Super Teacher Alex - Course Collection

Oh, he didn't perform stand-up comedy, he was a philosopher.

اوه، او کمدی ایستاده نداشت، او یک فیلسوف بود.

منبع: The Big Bang Theory Season 7

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید