humor

[ایالات متحده]/ˈhju:mə/
[بریتانیا]/ˈhjumɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شوخی، ذکاوت؛ حالت
vt. تن دادن، سازگار کردن؛ مطابقت داشتن

عبارات و ترکیب‌ها

sense of humor

حس شوخ طبعی

good humor

خوش طبعی

humor is infectious

خوش‌مزاجی مسری است

black humor

خوش طبعی سیاه

aqueous humor

خوناب چشم

gallows humor

طنز تلخ

ill humor

خوش‌نبودن

جملات نمونه

I'm in no humor to argue.

من حاله‌ای برای بحث و جدل ندارم.

could not see the humor of the situation.

نمی‌توانست طنز موقعیت را ببیند.

a leavening of humor;

یک افزودنی طنز؛

humor, an effective ingredient of a speech.

طنز، یک عنصر موثر در سخنرانی.

tried to inject a note of humor into the negotiations.

سعی کرد تا یک لحن طنز را به مذاکرات تزریق کند.

The humor of the Cabinet shifted after the scandal was exposed.

طنز کابینه پس از افشای رسوایی تغییر کرد.

They describe their humor as suitable for the family, with nothing off-color.

آنها طنز خود را مناسب برای خانواده توصیف می کنند، بدون هیچ چیز زننده.

a penchant for cornpone humor; cornpone political prose.

تمایل به طنز روستیک؛ نثر سیاسی روستیک.

I'll do it when the humor takes me.

وقتی حوصله ام سر رفت انجامش خواهم داد.

Much English humor consists of plays on words.

بسیاری از طنز انگلیسی شامل بازی با کلمات است.

American humor is founded largely on hyperbole.

طنز آمریکایی تا حد زیادی بر اساس اغراق استوار است.

folksy humor; a folksy style that masked a keen business mind.

طنز صمیمی؛ سبکی صمیمی که ذهن تجاری تیز را پنهان می‌کرد.

She employed an irreverent humor to salt her observation.

او از طنز بی احترامی آمیز برای افزودن طنز به مشاهدات خود استفاده کرد.

We had gone from good humor to bellicosity back to joviality in five hours.

ما از روحیه خوب به پرخاشگری و دوباره به خوشحالی در طول پنج ساعت رفته بودیم.

My father did not swear.He was a man of honorand competence and humor, and he was the parent I sorely wanted to please.

پدرم قسم نخورد. او مردی با شرافت، صلاحیت و شوخ‌طبعی بود و او پدر مورد نظر من بود.

They are :a playful curiosity,a capacity for dreams,a sense of humor to correct those dreams,and finally a certain waywardness and incalculability of behavior.......

آنها عبارتند از: کنجکاوی بازیگوش، توانایی رویای دیدن، حس شوخ طبعی برای تصحیح آن رویاها و در نهایت نوعی بیراهی و غیرقابل پیش بینی بودن رفتار......

It's you include your spark of life, your nattiness, your humors, your exultation, your turndown.

این شما هستید که جرقه‌های زندگی، جذابیت، اخلاق، شور و نشاط و غرابتان را در بر می‌گیرید.

Synchysis scintillans is a degenerative condition of the eye resulting in liquified vitreous humor and the accumulation of cholesterol crystals within the vitreous.

سینکیسیس سکنتیلان یک بیماری تخریبی چشم است که منجر به مایع شدن جسم شیشه‌ای و تجمع کریستال‌های کلسترول در داخل جسم شیشه‌ای می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید