comes

[ایالات متحده]/kʌmz/
[بریتانیا]/kʌmz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به مکانی رسیدن
n. ماهواره؛ رگ خونی همراه

عبارات و ترکیب‌ها

time comes

زمانی که می‌رسد

when it comes

زمانی که می‌رسد

money comes

زمانی که پول می‌رسد

success comes

زمانی که موفقیت می‌رسد

love comes

زمانی که عشق می‌رسد

good things come

زمانی که اتفاقات خوبی رخ می‌دهد

help comes

زمانی که کمک می‌رسد

change comes

زمانی که تغییر رخ می‌دهد

hope comes

زمانی که امید می‌رسد

joy comes

زمانی که شادی می‌رسد

جملات نمونه

when spring comes, flowers bloom.

وقتی که بهار می‌رسد، گل‌ها شکوفا می‌شوند.

time comes for us all to make decisions.

وقت آن می‌رسد که همه ما تصمیم بگیریم.

she always comes to the party early.

او همیشه زود به مهمانی می‌آید.

good fortune comes to those who work hard.

شانس با کسانی که سخت کار می‌کنند، همراه است.

help comes when you least expect it.

کمک زمانی می‌رسد که انتظار آن را نداشته باشید.

with experience, wisdom comes.

با تجربه، خرد حاصل می‌شود.

sometimes love comes when you are not looking.

گاهی اوقات عشق زمانی می‌آید که دنبالش نمی‌گردید.

winter comes with its own set of challenges.

زمستان با مجموعه چالش‌های خاص خود می‌آید.

success comes to those who persevere.

موفقیت با کسانی که پشتکار دارند، همراه است.

change comes from within.

تغییر از درون می‌آید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید