appears

[ایالات متحده]/[əˈpɪə(r)]/
[بریتانیا]/[əˈpɪər]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به نظر رسیدن؛ ایجاد کردن این تصور که بودن؛ ظاهر شدن؛ حضور پیدا کردن
adv. ظاهراً

عبارات و ترکیب‌ها

appears to be

به نظر می‌رسد

appears now

ظاهر می‌شود اکنون

appears likely

به نظر محتمل می‌رسد

appeared briefly

به طور خلاصه ظاهر شد

appears good

خوب به نظر می‌رسد

appears difficult

مشکل به نظر می‌رسد

appears online

آنلاین ظاهر می‌شود

appearing soon

به زودی ظاهر می‌شود

appears strange

عجیب به نظر می‌رسد

appeared yesterday

دیروز ظاهر شد

جملات نمونه

the problem appears to be more complex than initially thought.

مشکل به نظر پیچیده‌تر از آن چیزی است که در ابتدا تصور می‌شد.

a new opportunity appears on the horizon.

یک فرصت جدید در افق پدیدار می‌شود.

she appears calm despite the stressful situation.

او با وجود شرایط استرس‌زا آرام به نظر می‌رسد.

the data appears to support the researcher's hypothesis.

داده‌ها به نظر می‌رسد که از فرضیه محقق پشتیبانی می‌کنند.

he appears to be enjoying the concert very much.

او به نظر می‌رسد از کنسرت بسیار لذت می‌برد.

a solution appears to have been found for the technical issue.

به نظر می‌رسد برای مشکل فنی راه حلی پیدا شده است.

the house appears empty and abandoned.

خانه به نظر خالی و متروکه می‌رسد.

a faint light appears in the distance.

نور ملایمی در دوردست پدیدار می‌شود.

the error message appears on the screen.

پیام خطا روی صفحه نمایش ظاهر می‌شود.

the company appears to be struggling financially.

شرکت به نظر می‌رسد از نظر مالی با مشکل مواجه است.

a shadow appears behind the tree.

سایه‌ای پشت درخت ظاهر می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید