suddenly appear
ظاهر شدن ناگهانی
appear in
ظاهر شدن در
appear on
ظاهر شدن روی
appear to be
به نظر رسیدن
appear under
ظاهر شدن زیر
They will appear later.
آنها بعداً ظاهر خواهند شد.
This magazine will appear fortnightly.
این مجله به صورت دو هفته یکبار منتشر خواهد شد.
The work will appear in parts.
این کار به بخش های مختلف ظاهر خواهد شد.
There appears to be a mistake.
به نظر میرسد اشتباهی رخ داده است.
He will appear in the role of mediator.
او در نقش میانجی ظاهر خواهد شد.
a plane appearing in the sky.
یک هواپیما که در آسمان ظاهر میشود.
he will appear in court today.
او امروز در دادگاه ظاهر خواهد شد.
He will appear on tomorrow's broadcast.
او در پخش فردا ظاهر خواهد شد.
They appear to have misunderstood me.
به نظر میرسد من را اشتباه فهمیدهاند.
She appear very tired.
او بسیار خسته به نظر میرسد.
A strange light appeared in the northwest.
یک نور عجیب در شمال غربی ظاهر شد.
He appeared as a man in a trance.
او به عنوان یک مرد در حالت نشاط ظاهر شد.
smoke appeared on the horizon.
دود در افق ظاهر شد.
he appeared on Broadway.
او در برادوی ظاهر شد.
a ship appearing on the horizon;
یک کشتی که در افق ظاهر میشود;
business appeared to be brisk.
به نظر میرسید کسب و کار پر رونق است.
the survey appears to contradict the industry's claims.
به نظر میرسد این نظرسنجی ادعای صنعت را نقض میکند.
they appeared before a court martial.
آنها قبل از یک دادگاه نظامی ظاهر شدند.
the statement appears to be a claim too far.
به نظر میرسد این ادعا خیلی دور است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید