commandeered a plane for the escape;
یک هواپیما را برای فرار به زور تصرف کرد.
he commandeered the men to find a table.
او دستور داد که مردان به دنبال یک میز باشند.
The soldiers commandeered the house to use as offices.
سربازان خانه را برای استفاده به عنوان دفتر به زور تصرف کردند.
The police commandeered a passing car to help in the emergency.
پلیس یک ماشین عبوری را برای کمک در شرایط اضطراری به زور تصرف کرد.
All automobiles in the town were commandeered by the army.
همه اتومبیلهای شهر توسط ارتش به زور تصرف شدند.
The pirates attempted to commandeer the ship.
دزدان دریایی تلاش کردند تا کشتی را به زور تصرف کنند.
The general decided to commandeer the enemy's supplies.
ژنرال تصمیم گرفت تا آذوقه دشمن را به زور تصرف کند.
The government can commandeer private property in times of emergency.
در زمانهای اضطراری، دولت میتواند اموال خصوصی را به زور تصرف کند.
The rebels tried to commandeer the weapons from the soldiers.
شورشیان تلاش کردند تا سلاحها را از سربازان به زور تصرف کنند.
The police had to commandeer a vehicle to chase the suspect.
پلیس مجبور شد یک وسیله نقلیه را برای تعقیب مظنون به زور تصرف کند.
The thief tried to commandeer a taxi to escape.
دزد تلاش کرد تا یک تاکسی را برای فرار به زور تصرف کند.
During the war, soldiers would commandeer food from local farms.
در طول جنگ، سربازان غذا را از مزارع محلی به زور تصرف میکردند.
The dictator would often commandeer resources for his own benefit.
دیکتاتور اغلب منابع را برای نفع خود به زور تصرف میکرد.
The manager had to commandeer extra staff to handle the busy season.
مدیر مجبور شد کارکنان اضافی را برای رسیدگی به فصل شلوغ به زور تصرف کند.
The captain decided to commandeer a boat to rescue the stranded passengers.
کاپیتان تصمیم گرفت یک قایق را برای نجات مسافران سرگردان به زور تصرف کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید