fairly compensated
به طور منصفانه جبران شده
adequately compensated
به طور مناسب جبران شده
properly compensated
به طور مناسب جبران شده
compensated fairly
به طور منصفانه جبران شده
compensated adequately
به طور مناسب جبران شده
well compensated
به خوبی جبران شده
compensated properly
به طور مناسب جبران شده
fully compensated
به طور کامل جبران شده
compensated justly
به طور عادلانه جبران شده
compensated equitably
به طور برابر جبران شده
she was compensated for her overtime work.
او به دلیل اضافه کاری به او پرداخت شد.
the company compensated employees for travel expenses.
شرکت هزینه های سفر کارمندان را پرداخت کرد.
he felt he was fairly compensated for his efforts.
او احساس کرد که به دلیل تلاش هایش به طور منصفانه جبران شده است.
they were compensated with a bonus for meeting the sales target.
آنها به دلیل دستیابی به هدف فروش با پاداش جبران شدند.
her medical expenses were fully compensated by the insurance.
هزینه های پزشکی او به طور کامل توسط بیمه پرداخت شد.
he was compensated for the damages to his property.
او به دلیل خسارت به اموالش جبران شد.
the workers were compensated for the loss of income.
به کارگران به دلیل از دست دادن درآمد جبران پرداخت شد.
they promised to compensate customers for the inconvenience.
آنها قول دادند که به دلیل ناراحتی به مشتریان جبران خسارت پرداخت کنند.
she was compensated with extra vacation days.
او با روزهای تعطیلات اضافی جبران شد.
the athlete was compensated for his sponsorship deal.
ورزشکار به دلیل قرارداد حمایت مالی جبران شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید