compensated

[ایالات متحده]/ˈkɒmpənseɪtɪd/
[بریتانیا]/ˈkɑːmpənseɪtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته‌ی مشارکت compensate؛ به کسی جبران یا پرداختی دادن

عبارات و ترکیب‌ها

fairly compensated

به طور منصفانه جبران شده

adequately compensated

به طور مناسب جبران شده

properly compensated

به طور مناسب جبران شده

compensated fairly

به طور منصفانه جبران شده

compensated adequately

به طور مناسب جبران شده

well compensated

به خوبی جبران شده

compensated properly

به طور مناسب جبران شده

fully compensated

به طور کامل جبران شده

compensated justly

به طور عادلانه جبران شده

compensated equitably

به طور برابر جبران شده

جملات نمونه

she was compensated for her overtime work.

او به دلیل اضافه کاری به او پرداخت شد.

the company compensated employees for travel expenses.

شرکت هزینه های سفر کارمندان را پرداخت کرد.

he felt he was fairly compensated for his efforts.

او احساس کرد که به دلیل تلاش هایش به طور منصفانه جبران شده است.

they were compensated with a bonus for meeting the sales target.

آنها به دلیل دستیابی به هدف فروش با پاداش جبران شدند.

her medical expenses were fully compensated by the insurance.

هزینه های پزشکی او به طور کامل توسط بیمه پرداخت شد.

he was compensated for the damages to his property.

او به دلیل خسارت به اموالش جبران شد.

the workers were compensated for the loss of income.

به کارگران به دلیل از دست دادن درآمد جبران پرداخت شد.

they promised to compensate customers for the inconvenience.

آنها قول دادند که به دلیل ناراحتی به مشتریان جبران خسارت پرداخت کنند.

she was compensated with extra vacation days.

او با روزهای تعطیلات اضافی جبران شد.

the athlete was compensated for his sponsorship deal.

ورزشکار به دلیل قرارداد حمایت مالی جبران شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید