compensatory

[ایالات متحده]/ˌkɒmpenˈseɪtəri/
[بریتانیا]/kəmˈpensətɔːri/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. جبران کننده یا جبران برای چیزی; شامل یا مربوط به جبران.

عبارات و ترکیب‌ها

compensatory damages

خسارات جبرانی

compensatory measures

اقدامات جبرانی

compensatory payment

پرداخت جبرانی

compensatory therapy

درمان جبرانی

compensatory mechanism

مکانیزم جبرانی

جملات نمونه

$50 million in compensatory damages.

جبران خسارت به مبلغ 50 میلیون دلار

the government is taking compensatory actions to keep the interest rate constant.

دولت اقدامات جبرانی را برای ثابت نگه داشتن نرخ بهره انجام می دهد.

In the field of the state compensation, there are three compensation standards in the world, which are punitive damage, compensatory damage and appeasable damage.

در زمینه جبران خسارت دولتی، سه استاندارد جبران خسارت در جهان وجود دارد که عبارتند از: خسارت مجازات‌آمیز، جبران خسارت و جبران خسارت قابل جبران.

Through analyzing and accounting evocable error of tool's transmutation during milling process,the compensatory method to the error in NC machining has been put forward.

با تحلیل و در نظر گرفتن خطای قابل احیای ابزار در طول فرآیند تراشکاری، روش جبرانی برای خطای ماشینکاری NC ارائه شده است.

Compensatory hypertrophy is a different, temporary growth response in which residual tissue increases in mass and cell number: cells undergo mitosis but do not dedifferentiate.

هیپرتروفی جبرانی یک پاسخ رشد متفاوت و موقتی است که در آن بافت باقیمانده از نظر جرم و تعداد سلولی افزایش می‌یابد: سلول‌ها میوز را تجربه می‌کنند اما تفاوتی نمی‌یابند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید