compiler

[ایالات متحده]/kəm'paɪlə/
[بریتانیا]/kəm'paɪlɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ویرایشگر، مونتاژگر، کامپایلر برنامه کامپایلر

عبارات و ترکیب‌ها

optimizing compiler

کامپایلر بهینه کننده

جملات نمونه

a compiler of anthologies.

گردآورنده مجموعه‌ها

compiler source program library

کتابخانه منبع کامپایلر

Louden, industrial machinery published a translation, as the compiler design.

لودن، ماشین‌آلات صنعتی، ترجمه‌ای را منتشر کرد، به عنوان طراحی کامپایلر.

It lazily generates bytecodes from a syntax tree, using a simple one-pass compiler with built-in copy propagation.

این به صورت تنبلی، کدهای باینری را از یک درخت نحو تولید می‌کند و از یک کامپایلر یک‌عبوری ساده با انتشار کپی داخلی استفاده می‌کند.

The compiler translates high-level code into machine code.

کامپایلر کد سطح بالا را به کد ماشین ترجمه می‌کند.

A good compiler can optimize code for better performance.

یک کامپایلر خوب می‌تواند کد را برای عملکرد بهتر بهینه‌سازی کند.

The C++ compiler flagged several errors in the code.

کامپایلر C++ چندین خطا را در کد نشان داد.

She is studying how to build a compiler from scratch.

او در حال بررسی نحوه ساخت یک کامپایلر از ابتدا است.

The Java compiler checks for syntax errors before running the program.

کامپایلر جاوا قبل از اجرای برنامه، خطاهای نحوی را بررسی می‌کند.

The compiler is an essential tool for software development.

کامپایلر یک ابزار ضروری برای توسعه نرم‌افزار است.

He wrote a custom compiler for his specialized needs.

او یک کامپایلر سفارشی برای نیازهای خاص خود نوشت.

The compiler optimizes the code to make it run faster.

کامپایلر کد را بهینه‌سازی می‌کند تا سریع‌تر اجرا شود.

Learning how a compiler works can improve your programming skills.

یادگیری نحوه عملکرد یک کامپایلر می‌تواند مهارت‌های برنامه‌نویسی شما را بهبود بخشد.

The compiler error message was cryptic and hard to understand.

پیام خطای کامپایلر مبهم و درک آن دشوار بود.

نمونه‌های واقعی

What this is is there's one compiler here that supports these two different language modes.

این چیزی که هست این است که یک کامپایلر وجود دارد که از این دو حالت زبانی مختلف پشتیبانی می کند.

منبع: Apple latest news

This code we can hand over to a compiler which will create an executable application.

این کد را می توانیم به یک کامپایلر بسپاریم که یک برنامه قابل اجرا ایجاد می کند.

منبع: Two-Minute Paper

There's the build system that manages and coordinates tasks and the build tools like compilers and linkers.

سیستم ساخت وجود دارد که وظایف را مدیریت و هماهنگ می کند و ابزارهای ساخت مانند کامپایلرها و لینکرها.

منبع: Apple latest news

To perform this complex translation, Hopper built the first compiler in 1952.

برای انجام این ترجمه پیچیده، هوپر اولین کامپایلر را در سال 1952 ساخت.

منبع: Technology Crash Course

A lot can ride on the decisions made by anonymous index compilers.

بسیاری از مسائل می تواند به تصمیمات اتخاذ شده توسط کامپایلرهای شاخص ناشناس بستگی داشته باشد.

منبع: Economist Finance and economics

Make itself is not actually a compiler.

خودِ Make در واقع یک کامپایلر نیست.

منبع: CS50

The burst compiler does some stuff behind the scenes.

کامپایلر Burst کارهایی را پشت صحنه انجام می دهد.

منبع: Introduction to Unity DOTS

Your compiler is only going to use the lines that it actually cares about.

کامپایلر شما فقط خطوطی را که واقعاً به آنها اهمیت می دهد، استفاده خواهد کرد.

منبع: CS50

The Job system and the Burst compiler help you take advantage of your hardware.

سیستم Job و کامپایلر Burst به شما کمک می کنند تا از سخت افزار خود بهره مند شوید.

منبع: Introduction to Unity DOTS

We can let the compiler fix this for us.

ما می توانیم به کامپایلر اجازه دهیم این را برای ما رفع کند.

منبع: Introduction to Unity DOTS

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید