audio transcriber
متصدی صوت
text transcriber
متصدی متن
manual transcriber
متصدی دستی
professional transcriber
متصدی حرفهای
freelance transcriber
متصدی آزاد
certified transcriber
متصدی دارای گواهی
legal transcriber
متصدی حقوقی
medical transcriber
متصدی پزشکی
digital transcriber
متصدی دیجیتال
audio/video transcriber
متصدی صوت/تصویر
the transcriber carefully listened to the audio recording.
متصدی صدا با دقت به ضبط صدا گوش داد.
as a transcriber, accuracy is essential in my work.
به عنوان یک متصدی صدا، دقت در کار من ضروری است.
the transcriber completed the project ahead of schedule.
متصدی صدا پروژه را زودتر از موعد مقرر به اتمام رساند.
many students aspire to become a professional transcriber.
بسیاری از دانش آموزان خواهان تبدیل شدن به یک متصدی صدا حرفه ای هستند.
the transcriber used specialized software for the task.
متصدی صدا از نرم افزار تخصصی برای این کار استفاده کرد.
she hired a transcriber to document the interviews.
او برای مستندسازی مصاحبهها یک متصدی صدا استخدام کرد.
the transcriber faced challenges with difficult accents.
متصدی صدا با لهجه های دشوار چالش هایی روبرو شد.
being a transcriber requires excellent listening skills.
متصدی صدا بودن نیازمند مهارت های شنیداری عالی است.
the transcriber ensured confidentiality of the material.
متصدی صدا از محرمانگی مطالب اطمینان حاصل کرد.
she worked as a transcriber for various media companies.
او به عنوان یک متصدی صدا برای شرکت های رسانه ای مختلف کار کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید