coder

[ایالات متحده]/ˈkəʊdə/
[بریتانیا]/ˈkoʊdər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که برنامه‌های کامپیوتری می‌نویسد؛ دستگاهی که داده‌ها را رمزگذاری می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

junior coder

کدنویس مبتدی

senior coder

کدنویس ارشد

software coder

کدنویس نرم‌افزار

full-stack coder

کدنویس فول-استک

front-end coder

کدنویس فرانت-اند

back-end coder

کدنویس بک-اند

freelance coder

کدنویس آزاد

web coder

کدنویس وب

mobile coder

کدنویس موبایل

game coder

کدنویس بازی

جملات نمونه

the coder wrote an efficient algorithm.

کدنویس یک الگوریتم کارآمد نوشت.

every coder should understand version control.

هر کدنویسی باید کنترل نسخه را درک کند.

the coder debugged the software successfully.

کدنویس نرم افزار را با موفقیت اشکال زد.

she is a talented coder with a passion for coding.

او یک کدنویس با استعداد با اشتیاق به کدنویسی است.

the coder collaborated with the design team.

کدنویس با تیم طراحی همکاری کرد.

a good coder can solve complex problems.

یک کدنویس خوب می تواند مسائل پیچیده را حل کند.

the coder learned a new programming language.

کدنویس یک زبان برنامه نویسی جدید یاد گرفت.

many companies are looking for skilled coders.

شرکت های زیادی به دنبال کدنویسان ماهر هستند.

the coder participated in a hackathon.

کدنویس در یک هکاتون شرکت کرد.

being a coder requires continuous learning.

کدنویس بودن مستلزم یادگیری مداوم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید