The word 'tropics' connotes heat.
کلمه «استوایی» نشاندهنده گرما است.
For a political leader, hesitation is apt to connote weakness.
برای یک رهبر سیاسی، تردید معمولاً نشان دهنده ضعف است.
The word “ tropics ” connotes heat. “ tropics”
کلمه «استوایی» نشاندهنده گرما است. «استوایی»
It quests the connote of beauty of neuralization from four sections.
این موضوع به دنبال کشف مفهوم زیبایی از طریق نورالیزاسیون از چهار بخش است.
The word “food” may connote “greed”.
کلمه «غذا» ممکن است نشاندهنده «طمع» باشد.
the term ‘modern science’ usually connotes a complete openness to empirical testing.
اصطلاح «علم مدرن» معمولاً نشان دهنده تمایل کامل به آزمایش تجربی است.
First quests the essential connote of the beauty of neuralization from character angle.
ابتدا به دنبال کشف مفهوم ضروری زیبایی از طریق نورالیزاسیون از دیدگاه شخصیت باشید.
wields a persuasive pen. It also connotes effectiveness in the exercise of intangibles such as authority or influence:
از قلمی متقاعدکننده استفاده میکند. همچنین نشاندهنده اثربخشی در استفاده از امور ناملموس مانند اقتدار یا نفوذ است:
debt-ridden farmers struggling with adversity. Bothmishap and mischance connote slight or negligible incidents or consequences:
کشاورزان بدهکار که با سختی دست و پنجه روبرو هستند. هم «حادثه ناگوار» و هم «شانس بد» نشان دهنده حوادث یا عواقبی جزئی یا ناچیز است:
Heinlein's “Stranger in a Strange Land” that connotes understanding someone so totally that the observer becomes one with the observed.
«غریبه در سرزمین بیگانه» هاینلین که نشاندهنده درک کسی به طور کامل است به طوری که ناظر به یک با مشاهده شده تبدیل شود.
I bid you be seated.Enjoin, direct, and instruct do not connote the authority of command or order, but they all imply compliance.
من از شما می خواهم بنشینید. دستور دهید، هدایت کنید و آموزش دهید. اینها نشان دهنده اقتدار فرمان یا دستور نیستند، اما همه آنها نشان دهنده اطاعت هستند.
I sat mulling over my problem without finding a solution. Tomuse is to be absorbed in one's thoughts; the word often connotes an abstracted quality:
من روی مسئله خود فکر می کردم بدون اینکه راه حلی پیدا کنم. توموسه به معنای غرق شدن در افکار است؛ این کلمه اغلب نشان دهنده یک ویژگی انتزاعی است:
The ancient Egyptians, who were polytheists, worshiped a number of gods and sacred animals. In a more general senseworship connotes an often uncritical but always very admiring regard:
مصریهای باستان که چندخدایی بودند، به تعداد زیادی از خدایان و حیوانات مقدس احترام میگذاشتند. به طور کلی، عبادت به معنای یک نگرش بسیار تحسینآمیز، اغلب غیر انتقادی است:
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید