indicate

[ایالات متحده]/ˈɪndɪkeɪt/
[بریتانیا]/ˈɪndɪkeɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. نشان دادن، اشاره کردن، نمادین بودن؛ پیشنهاد کردن امکان

جملات نمونه

The symptoms indicate immediate surgery.

علائم نشان دهنده جراحی فوری هستند.

The mercury indicated 37℃ in the shade.

جیوه در سایه 37 درجه سانتیگراد را نشان داد.

splendid tombs that attested their power.See Synonyms at indicate

مقبره‌های باشکوه که نشان‌دهنده قدرت آنها بودند. به مترادف‌ها در نشان دادن نگاه کنید

A flat electroencephalogram indicates a loss of brain function.

یک الکتروانسفالوگرام مسطح نشان دهنده از دست دادن عملکرد مغز است.

they have indicated their willingness to continue in office.

آنها آمادگی خود را برای ادامه کار در سمت خود نشان داده اند.

dotted lines indicate the text's margins.

خطوط چین نشان دهنده حاشیه متن هستند.

sales indicate a growing market for such art.

فروش نشان دهنده یک بازار رو به رشد برای چنین هنری است.

he indicated Cindy with a brief nod of the head.

او با یک اشاره کوتاه سر، سندی را نشان داد.

please indicate how many tickets you require.

لطفا تعداد بلیط های مورد نیاز خود را مشخص کنید.

Experiments indicate the new drug will cure infections.

آزمایشات نشان می دهد که داروی جدید عفونت ها را درمان می کند.

The committee indicated that it might take action.

کمیته نشان داد که ممکن است اقدام کند.

Shortish, greenish bill and black legs indicate this species.

منقار کوتاه و سبز رنگ و پا‌های سیاه نشان دهنده این گونه است.

indicated tacit approval by smiling and winking.

با لبخند و چشمک تایید ضمنی را نشان داد.

A signpost indicated the right road for us to follow.

تابلو راهنمایی مسیر درست را برای ما نشان داد.

I indicated that his help was not welcome.

من نشان دادم که کمک او مورد استقبال قرار نمی گیرد.

His gesture indicated a caution.

حرکت او نشان دهنده احتیاط بود.

She indicated where I should go.

او نشان داد که من باید کجا بروم.

The snow indicates the coming of winter.

برف نشان دهنده رسیدن زمستان است.

The Geiger counter indicated the existence of radioactivity.

شمارشگر گایگر وجود رادیواکتیویته را نشان داد.

نمونه‌های واقعی

Events - indicated by a circle bullet, and Notes, indicated by the dash bullet.

رویدادها - با نشانگر گلوله ای و یادداشت ها - با نشانگر خط تیره مشخص می شوند.

منبع: Minimalist Bullet Journaling Method

HbA1c levels of 5.7% to 6.4% indicates prediabetes, and 6.5% or higher indicates diabetes.

سطح HbA1c از 5.7% تا 6.4% نشان دهنده پیش دیابت است و 6.5% یا بالاتر نشان دهنده دیابت است.

منبع: Osmosis - Endocrine

They're having fun, and as the audiences' exuberant reactions indicate, the fun is contagious.

آنها مشغول خوشگذرانی هستند و همانطور که واکنش های پرشور مخاطبان نشان می دهد، این خوشگذرانی مسری است.

منبع: Reader's Digest Anthology

They indicated there were plenty of promotion opportunities.

آنها اشاره کردند فرصت های زیادی برای ارتقا وجود دارد.

منبع: BEC Higher Listening Past Papers (Volume 5)

A hot spot does not indicate a lie.

یک نقطه داغ نشان دهنده دروغ نیست.

منبع: The secrets of body language.

' he cried, needlessly indicating the direction.

او فریاد زد و بیهوده به سمت اشاره کرد.

منبع: The Great Gatsby (Original Version)

This level of skill indicates specialized training.

این سطح مهارت نشان دهنده آموزش تخصصی است.

منبع: Criminal Minds Season 1

The past tense doesn't indicate past time here.

زمان گذشته در اینجا نشان دهنده زمان گذشته نیست.

منبع: Grandpa and Grandma's grammar class

Because 'at' is used when you indicate a specific time.

زیرا از 'در' استفاده می شود وقتی زمان خاصی را نشان می دهید.

منبع: Learn American pronunciation with Hadar.

It may be helpful to look to the past when facial resemblance indicated kinship.

ممکن است مفید باشد که به گذشته نگاه کنید زمانی که شباهت چهره خویشاوندی را نشان می داد.

منبع: Portable English Bilingual Edition

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید