consider as
در نظر گرفتن به عنوان
all things considered
با توجه به همه چیز
consider doing
در نظر گرفتن انجام دادن
consider doing something
در نظر گرفتن انجام دادن کاری
an invitation to consider a merger
دعوت به بررسی ادغام
Let's consider the possibilities.
بیایید احتمالات را در نظر بگیریم.
considers waste to be criminal.
ضایعات را جرم انگاری می کند.
Consider the problem in the abstract.
مشکل را به صورت انتزاعی در نظر بگیرید.
We consider it (to be ) true.=(We consider that it is true.)
ما آن را (به عنوان) درست در نظر می گیریم.=(ما در نظر می گیریم که آن درست است.)
He was considered to be a paragon of virtue.
او به عنوان الگویی از فضیلت در نظر گرفته شد.
I consider him irresponsible.
من او را غیر مسئول می دانم.
he considers bananas a luxury.
او موزها را کالایی لوکس در نظر می گیرد.
it was considered a duty to encourage providence.
در نظر گرفته می شد که تشویق پیش آیی وظیفه است.
They considered combat duty a lottery.
آنها خدمت رزمی را به عنوان یک قرعهکشی در نظر گرفتند.
they are considering upsizing their information systems.
آنها در حال بررسی ارتقاء سیستم های اطلاعاتی خود هستند.
I considered him a rascal.
من او را یک شرور می دانستم.
consider sth. from a new slant
چیزها را از یک زاویه دید جدید در نظر بگیرید
I consider it a great honor.
من آن را یک افتخار بزرگ می دانم.
We consider that the driver is not to blame.
ما معتقدیم که راننده مقصر نیست.
a very highly considered general
یک ژنرال بسیار مورد احترام
She is considered an intelligent woman.
او یک زن باهوش تلقی می شود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید