consider

[ایالات متحده]/kənˈsɪdə(r)/
[بریتانیا]/kənˈsɪdər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. و vi. در نظر گرفتن؛ به حساب آوردن؛ اهمیت دادن به؛ درک کردن؛ مد نظر قرار دادن.

عبارات و ترکیب‌ها

consider as

در نظر گرفتن به عنوان

all things considered

با توجه به همه چیز

consider doing

در نظر گرفتن انجام دادن

consider doing something

در نظر گرفتن انجام دادن کاری

جملات نمونه

an invitation to consider a merger

دعوت به بررسی ادغام

Let's consider the possibilities.

بیایید احتمالات را در نظر بگیریم.

considers waste to be criminal.

ضایعات را جرم انگاری می کند.

Consider the problem in the abstract.

مشکل را به صورت انتزاعی در نظر بگیرید.

We consider it (to be ) true.=(We consider that it is true.)

ما آن را (به عنوان) درست در نظر می گیریم.=(ما در نظر می گیریم که آن درست است.)

He was considered to be a paragon of virtue.

او به عنوان الگویی از فضیلت در نظر گرفته شد.

I consider him irresponsible.

من او را غیر مسئول می دانم.

he considers bananas a luxury.

او موزها را کالایی لوکس در نظر می گیرد.

it was considered a duty to encourage providence.

در نظر گرفته می شد که تشویق پیش آیی وظیفه است.

They considered combat duty a lottery.

آنها خدمت رزمی را به عنوان یک قرعه‌کشی در نظر گرفتند.

they are considering upsizing their information systems.

آنها در حال بررسی ارتقاء سیستم های اطلاعاتی خود هستند.

I considered him a rascal.

من او را یک شرور می دانستم.

consider sth. from a new slant

چیزها را از یک زاویه دید جدید در نظر بگیرید

I consider it a great honor.

من آن را یک افتخار بزرگ می دانم.

We consider that the driver is not to blame.

ما معتقدیم که راننده مقصر نیست.

a very highly considered general

یک ژنرال بسیار مورد احترام

She is considered an intelligent woman.

او یک زن باهوش تلقی می شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید