ponder

[ایالات متحده]/ˈpɒndə(r)/
[بریتانیا]/ˈpɑːndər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. به دقت در نظر بگیرید; بسنجید
vi. تأمل کنید; در نظر بگیرید

عبارات و ترکیب‌ها

ponder over

تفکر کردن

جملات نمونه

ponder upon the problem

در مورد مشکل فکر کردن

mull over a plan.See Synonyms at ponder

بررسی یک برنامه. برای یافتن مترادف ها به "ponder" مراجعه کنید.

The young captain is pondering over a thorny problem.

سردبیر جوان در حال بررسی یک مشکل پیچیده است.

pondering, she struck upon a brilliant idea.

در حالی که در حال فکر کردن بود، به یک ایده عالی رسید.

He pondered his words thoroughly.

او کلمات خود را به طور کامل بررسی کرد.

She pondered his marriage proposal for weeks.

او برای هفته ها پیشنهاد ازدواج او را بررسی کرد.

The young couple are pondering moving their house.

زوج جوان در حال بررسی جابجایی خانه خود هستند.

We pondered whether to tell him.

ما در مورد اینکه آیا به او بگوییم یا نه فکر کردیم.

I pondered the question of what clothes to wear for the occasion.

من در مورد اینکه چه لباسی برای این مناسبت بپوشم فکر کردم.

The secretary lay awake all night pondering whether to leave or stay.

منشی تمام شب بیدار ماند و در مورد ترک کردن یا ماندن فکر کرد.

When I asked advice, he pondered and then told me not to go.

وقتی از او مشورت خواستم، او فکر کرد و بعد به من گفت نرود.

The visitor can ponder over the boomerangs used by aborigines at the time of Cook.

بازدید کننده می تواند در موردboomerang هایی که توسط بومیان در زمان کاک استفاده می شد فکر کند.

نمونه‌های واقعی

He may want to ponder his mistakes instead.

شاید بخواهد اشتباهات خود را بررسی کند.

منبع: Downton Abbey Season 3

If you pondered porcine, put your hooves up.

اگر در مورد گوشت خوک فکر کردید، پنجه های خود را بلند کنید.

منبع: CNN 10 Student English of the Month

I pondered deeply, then, over the adventures of the jungle.

سپس من عمیقاً در مورد ماجراهای جنگل فکر کردم.

منبع: The Little Prince

Let's finish off filling while we ponder, Jay.

در حالی که در حال فکر کردن هستیم، بیایید پر کردن را تمام کنیم، جی.

منبع: Gourmet Base

I was forgotten. out of view so i pondered, wouldn't you?

من فراموش شدم. خارج از دید، بنابراین من فکر کردم، شما هم نمی‌دانید؟

منبع: Villains' Tea Party

Our technology correspondent has been pondering the rise and rise of the machines.

خبرنگار فناوری ما در مورد افزایش و افزایش ماشین ها فکر کرده است.

منبع: BBC Listening December 2014 Collection

Rumours in Delhi suggest that America is pondering whether to issue him a visa.

گمانه زنی‌ها در دهلی نشان می‌دهد که آمریکا در مورد صدور ویزا برای او فکر می‌کند.

منبع: The Economist - Comprehensive

As you know, this is my last commencement and I'm actually pondering the same question.

همانطور که می‌دانید، این آخرین فارغ التحصیلی من است و من در واقع در حال فکر کردن به همان سوال هستم.

منبع: 2023 Celebrity High School Graduation Speech

Mrs. Strickland pondered deeply for some time.

خانم استریکلند برای مدتی عمیقاً فکر کرد.

منبع: The Moon and Sixpence (Condensed Version)

He crossed his arms. He pondered.

او دست‌هایش را به هم گره زد. او فکر کرد.

منبع: Twenty Thousand Leagues Under the Sea (Original Version)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید