convenient

[ایالات متحده]/kənˈviːniənt/
[بریتانیا]/kənˈviːniənt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. آسان برای استفاده یا دسترسی؛ مناسب یا مناسب؛ در نزدیکی یا در دسترس

عبارات و ترکیب‌ها

convenient for

راحت برای

جملات نمونه

The place is convenient for bathing.

محل مناسبی برای حمام کردن است.

the property is set in a convenient location.

این ملک در یک مکان مناسب واقع شده است.

Our house is convenient for the shops.

خانه ما برای دسترسی به مغازه‌ها مناسب است.

It is useful to have a convenient supermarket.

داشتن یک سوپرمارکت مناسب مفید است.

a convenient time to receive guests; a convenient excuse for not going.

یک زمان مناسب برای پذیرایی از مهمانان؛ یک بهانه مناسب برای نرفتن.

The timing of the meeting is not convenient.

زمان برگزاری جلسه مناسب نیست.

the site would have to be convenient for London.

این مکان باید برای لندن مناسب باشد.

When would it be convenient for you to go?

چه زمانی برای شما مناسب است که بروید؟

A List is a convenient growable array.

یک لیست یک آرایه قابل رشد و مناسب است.

I have to find a convenient location for the shelves.

باید یک مکان مناسب برای قفسه‌ها پیدا کنم.

Is it convenient for you to go out tonight?

آیا برای شما مناسب است که امشب بیرون بروید؟

an apartment that is convenient to shopping and transportation.

یک آپارتمانی که دسترسی به خرید و حمل و نقل را آسان می‌کند.

The school is at convenient distance from my home.

مدرسه در فاصله مناسبی از خانه من قرار دارد.

it's convenient that his plan is coincidental with the group's closure.

جالب است که طرح او با تعطیل شدن گروه همزمان است.

guests were relaxing beneath a convenient palm tree.

میهمانان زیر یک درخت نخل مناسب در حال استراحت بودند.

We must arrange a convenient time and place for the meeting.

ما باید زمان و مکان مناسبی برای جلسه تنظیم کنیم.

Call me (up) this evening, if it's convenient to you.

اگر برایتان مناسب است، امشب با من تماس بگیرید.

May I come and talk with you whenever it's convenient?

آیا می‌توانم هر زمان که برایتان مناسب باشد بیایم و با شما صحبت کنم؟

a bank with branches at six convenient locations.

یک بانک با شعبه‌هایی در شش مکان مناسب.

It would be convenient if the facts square with the theory, but they do not.

اگر واقعیت‌ها با نظریه مطابقت داشتند خوب می‌شد، اما اینطور نیست.

نمونه‌های واقعی

And then we had the adjective convenient.

و سپس ما واژه مناسب را داشتیم.

منبع: 6 Minute English

The situation in Argentina has proven less convenient than predicted.

وضعیت در آرژانتین کمتر از آنچه پیش‌بینی شده بود، مناسب نبود.

منبع: Rick and Morty Season 3 (Bilingual)

You study at your own pace, at a time and place convenient for you.

شما در هر زمان و مکانی که برای شما مناسب است، با سرعت خود مطالعه می‌کنید.

منبع: Oxford Shanghai Edition High School English Grade 11 Upper Level

Another reason why I like Blinkist so much is because it's just so convenient.

یکی دیگر از دلایلی که Blinkist را خیلی دوست دارم این است که بسیار مناسب است.

منبع: Your English coach Stefanie

Corn is the food most convenient and most suitable for man in a social state.

ذرت غذایی است که برای انسان در حالت اجتماعی بسیار مناسب و مناسب است.

منبع: British Original Language Textbook Volume 6

Not impossible, but not nearly as convenient.

غیرممکن نیست، اما به اندازه کافی مناسب نیست.

منبع: 6 Minute English

The procedure is really simple and convenient.

روش واقعا ساده و مناسب است.

منبع: Banking Situational Conversation

A.The convenient store is clean and big.

الف. فروشگاه راحت تمیز و بزرگ است.

منبع: TOEIC Listening Practice Test Bank

For example, " it's convenient for the subway, " or " it's convenient for my office."

به عنوان مثال، "دسترسی به مترو برای من مناسب است" یا "دسترسی به دفتر من مناسب است".

منبع: Oxford University: IELTS Foreign Teacher Course

We have made vaccinations free safe and convenient.

ما واکسیناسیون را رایگان، ایمن و مناسب کرده ایم.

منبع: PBS English News

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید