handy

[ایالات متحده]/ˈhændi/
[بریتانیا]/ˈhændi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. به راحتی قابل دسترسی; به طور مناسب واقع شده
به راحتی در دسترس; آسان برای به دست آوردن
چابک; سریع در عمل

عبارات و ترکیب‌ها

handy tool

ابزار کاربردی

handyman

نجار

come in handy

مفید بودن

handy solution

راه حل کاربردی

جملات نمونه

a handy reference book.

یک کتاب راهنمای مفید

a handy desktop encyclopedia.

یک دائرة‌المعارف دسکتاپ مفید

handy for everyday use.

مناسب برای استفاده روزمره.

he's handy with a needle.

او با سوزن مهارت دارد.

be handy with paint-brush

با قلم‌مو مهارت داشته باشید

This house is handy for the market.

این خانه برای بازار مناسب است.

She is handy with the needle.

او با سوزن مهارت دارد.

handy with a saw and hammer.

با اره و چکش مهارت دارد.

a hotel in a handy central location.

یک هتل در یک مکان مرکزی مناسب

This is a handy little safety box.

این یک جعبه ایمنی کوچک و مفید است.

found a handy spot for the can opener.

محل مناسبی برای بازکن کنسرو پیدا کرد.

handy hints about what to buy.

نکات مفید در مورد چه چیزی بخریم.

She was handy with her needle.

او با سوزن خود مهارت داشت.

(as) handy as a pocket in a shirt

به اندازه یک جیب در پیراهن مفید است

Our flat is very handy for the school.

آپارتمان ما برای مدرسه بسیار مناسب است.

the boots also came in handy for kicking policemen.

این چکمه ها همچنین برای لگد زدن به پلیس ها مفید بودند.

the sort of junk that might come in handy one day.

نوع زباله ای که ممکن است روزی مفید باشد.

keep an emery board handy in case of nail snags.

در صورت گیر کردن ناخن، یک تخته سنباده در دسترس داشته باشید.

Have you got your pen handy?

آیا قلم خود را در دسترس دارید؟

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید