conveyable message
پیام قابل انتقال
conveyable idea
ایده قابل انتقال
conveyable information
اطلاعات قابل انتقال
conveyable content
محتوای قابل انتقال
conveyable thought
فکر قابل انتقال
conveyable data
داده قابل انتقال
conveyable concept
مفهوم قابل انتقال
conveyable insight
بینش قابل انتقال
conveyable vision
چشم انداز قابل انتقال
the message was clear and conveyable to everyone.
پیام واضح و قابل انتقال برای همه بود.
her ideas were not easily conveyable in words.
ایدههای او به راحتی قابل بیان با کلمات نبودند.
the artist's emotions were conveyable through her paintings.
احساسات هنرمند از طریق نقاشیهایش قابل انتقال بودند.
we need to make the instructions more conveyable.
ما باید دستورالعملها را قابل فهمتر کنیم.
his enthusiasm was conveyable to the audience.
اشتیاق او برای مخاطبان قابل انتقال بود.
the concepts discussed were not conveyable in simple terms.
مفاهیم مورد بحث را نمیشد به زبان ساده بیان کرد.
it is essential for the message to be conveyable across cultures.
برای اینکه پیام در فرهنگهای مختلف قابل انتقال باشد، ضروری است.
the software enables conveyable data sharing.
نرم افزار امکان به اشتراک گذاری داده های قابل انتقال را فراهم می کند.
he found a conveyable way to express his thoughts.
او راهی برای بیان افکار خود به روشی قابل انتقال پیدا کرد.
the findings were conveyable in a concise report.
نتایج را می توان در یک گزارش مختصر به روشی قابل انتقال بیان کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید