transmissible

[ایالات متحده]/trænz'mɪsəbl/
[بریتانیا]/træns'mɪsəbl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. قابل انتقال؛ قادر به عبور؛ قادر به انتقال؛ مسری؛ دارای قابلیت انتقال

عبارات و ترکیب‌ها

highly transmissible

بسیار مسری

easily transmissible

به آسانی قابل انتقال

rapidly transmissible

به سرعت قابل انتقال

potentially transmissible

به طور بالقوه قابل انتقال

airborne transmissible

قابل انتقال از طریق هوا

sexually transmissible

قابل انتقال از طریق رابطه جنسی

directly transmissible

به طور مستقیم قابل انتقال

virus transmissible

قابل انتقال ویروس

جملات نمونه

COVID-19 is a highly transmissible disease.

بیماری COVID-19 یک بیماری بسیار مسری است.

The virus mutated into a more transmissible strain.

ویروس به یک گونه مسری‌تر جهش کرد.

Transmissible diseases can spread rapidly within a population.

بیماری‌های مسری می‌توانند به سرعت در میان جمعیت گسترش یابند.

Wearing masks can help reduce transmissible infections.

استفاده از ماسک می‌تواند به کاهش عفونت‌های مسری کمک کند.

Some diseases are more transmissible through respiratory droplets.

برخی از بیماری‌ها از طریق قطرات تنفسی بیشتر مسری هستند.

Transmissible illnesses can be prevented with proper hygiene practices.

بیماری‌های مسری را می‌توان با رعایت بهداشت مناسب پیشگیری کرد.

The new strain of the flu virus is highly transmissible.

گونه جدید ویروس آنفولانزا بسیار مسری است.

Is COVID-19 more transmissible than the flu?

آیا COVID-19 بیشتر از آنفولانزا مسری است؟

Transmissible diseases pose a significant public health risk.

بیماری‌های مسری یک خطر قابل توجه برای سلامت عمومی هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید