a particularly syrupy moment from a corny film.
لحظهای بهویژه شیرین و مبتذل از یک فیلم دمده.
He has an endless supply of corny jokes.
او منبع بیپایانی از لطایف مبتذل دارد.
it sounds corny, but as soon as I saw her I knew she was the one.
شنیده میشود که این مبتذل است، اما به محض اینکه او را دیدم فهمیدم که او همان کسی است که من دنبالش میگشتم.
I know this is corny, perhapsrealli cheap,But I want to swim, in ur eyes so deep.And be there with u, while u sleep,And steal ur heart, off your feet i'll sweep,If u were a sheep, I'd be ur bopeep.
میدانم این مبتذل است، شاید خیلی ارزان، اما میخواهم شنا کنم، در چشمان شما که خیلی عمیق هستند. و در کنار شما باشم، در حالی که میخوابید، و قلب شما را بدزدم، از پاهای شما عبور خواهم کرد، اگر شما یک گوسفند بودید، من بوپپ شما میشدم.
The movie was so corny, with all the predictable plot twists.
فیلم آنقدر مبتذل بود که همه پیچشهای داستانی قابل پیشبینی بودند.
She rolled her eyes at his corny jokes.
او با دیدن لطایف مبتذل او چشمانش را چرخاند.
The corny pickup line made her cringe.
خطاب اغواگرانه مبتذل باعث شد او احساس ناراحتی کند.
He wore a corny Christmas sweater to the party.
او یک ژاکت کریسمس مبتذل به مهمانی پوشید.
The love song's lyrics were so corny and cliché.
متون آهنگ عاشقانه آنقدر مبتذل و کلیشهای بودند.
The corny advertisement tried too hard to be funny.
تبلیغ مبتذل سعی کرد بیش از حد خندهدار باشد.
His corny sense of humor always lightens the mood.
حس شوخ طبعی مبتذل او همیشه فضا را تلطیف میکند.
The corny romantic gestures in the movie were over the top.
حرکات عاشقانه مبتذل در فیلم بیش از حد بودند.
She found his corny compliments endearing.
او تعارفات مبتذل او را دوست داشت.
The corny jokes at the talent show fell flat.
لطایف مبتذل در نمایش استعدادها بیاثر بودند.
And this is going to sound so incredibly corny.
و این خیلی کلیشهای به نظر خواهد رسید.
منبع: Exciting moments of Harry PotterTo follow your dreams as corny as it may sound.
برای دنبال کردن رویاهایتان، حتی اگر به نظر کلیشهای باشد.
منبع: Listening DigestOh, my God, you're still so corny.
خدای من، شما هنوز هم خیلی کلیشهای هستید.
منبع: Our Day Season 2Of course, some of the lyrics are super corny.
البته، برخی از اشعار بسیار کلیشهای هستند.
منبع: Connection MagazineNow " taco" moment to cook up a few corny puns.
حالا " taco" لحظهای برای ساختن چند جوک کلیشهای.
منبع: CNN 10 Student English November 2021 CompilationYou told the same corny joke last year at Thanksgiving.
شما سال گذشته در روز شکرگزاری همان جوک کلیشهای را تعریف کردید.
منبع: VOA Special December 2019 CollectionIf you think that's corny, how about this?
اگر فکر میکنید این کلیشهای است، در مورد این چه میگویید؟
منبع: Our Day Season 2Or to put it rather corny: it uses our differences to show what makes us the same.
یا به عبارت دیگر کلیشهای: از تفاوتهای ما برای نشان دادن آنچه ما را یکسان میکند استفاده میکند.
منبع: Deep Dive into the Movie World (LSOO)Today sentimental means corny or sappy, overly emotional in a bad way.
امروز، احساسی به معنای کلیشهای یا آبکی است، بیش از حد احساساتی به روشی بد.
منبع: Crash Course in DramaWhen it comes to paying a bill, dads' corny side really shines through.
وقتی صحبت از پرداخت قبض میشود، طرف کلیشهای پدرها واقعاً خود را نشان میدهد.
منبع: VOA Slow English - Word Storiesلغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید