cornball

[ایالات متحده]/ˈkɔːn.bɔːl/
[بریتانیا]/ˈkɔrn.bɔl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. احمقانه; احساساتی
n. توپ‌های ذرت; شخصی که بی‌تجربه است; چیزی قدیمی یا کلیشه‌ای

عبارات و ترکیب‌ها

cornball joke

شوخی احمقانه

cornball humor

طنز احمقانه

cornball movie

فیلم احمقانه

cornball character

شخصیت احمقانه

cornball routine

اجرای احمقانه

cornball line

خط احمقانه

cornball style

سبک احمقانه

cornball song

آهنگ احمقانه

cornball skit

نمایشنامه احمقانه

cornball act

اجرا احمقانه

جملات نمونه

he's such a cornball with his cheesy jokes.

او با شوخی‌های بی‌مزه اش، خیلی بامزه است.

don't be a cornball; just be yourself.

بامزه نباشید؛ خودتان باشید.

she loves cornball movies from the 80s.

او عاشق فیلم‌های بامزه دهه 80 است.

his cornball antics always make everyone laugh.

رفتارهای بامزه او همیشه باعث خنده همه می‌شود.

they threw a cornball party with silly games.

آنها یک مهمانی بامزه با بازی‌های احمقانه برگزار کردند.

that song is so cornball, but i can't help singing along.

آن آهنگ خیلی بامزه است، اما نمی‌توانم جلوی خواندن آن را بگیرم.

he's a total cornball when it comes to romance.

وقتی صحبت از عشق می شود، او کاملاً بامزه است.

her cornball sense of humor is hard to resist.

حس شوخ طبعی بامزه او را سخت است که مقاومت کنید.

they made a cornball video that went viral.

آنها یک ویدیوی بامزه ساختند که به سرعت پخش شد.

he's always telling cornball stories at family gatherings.

او همیشه در جمع‌های خانوادگی داستان‌های بامزه تعریف می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید