a trite retread of an old musical.
یک بازپخش کلیشهای از یک نمایش موسیقی قدیمی.
shopworn anecdotes.See Synonyms at trite
داستانهای فرسوده. برای مترادفها به کلمهٔ ترایته مراجعه کنید.
a stale joke.See Synonyms at trite
یک لطیفه کهنه. برای مترادفها به ترایه نگاه کنید
threadbare excuses.See Synonyms at trite
بهانههای نخنما. به مترادفها در ترایه نگاه کنید
The movie's plot was so trite, it felt like I had seen it a hundred times before.
طرح فیلم آنقدر کلیشهای بود که احساس میکردم قبلاً صد بار آن را دیدهام.
Her trite excuse for being late was that she couldn't find her keys.
بهانهی کلیشهای او برای دیر رسیدن این بود که نتوانسته کلیدهایش را پیدا کند.
The speaker's trite phrases failed to captivate the audience.
عبارات کلیشهای سخنران نتوانست مخاطبان را مجذوب کند.
The book was filled with trite cliches that made it predictable and unoriginal.
کتاب پر از کلیشههای کلیشهای بود که آن را قابل پیشبینی و غیر اصیل میکرد.
The trite love songs played on the radio all sounded the same.
همه آهنگهای عاشقانه کلیشهای که در رادیو پخش میشدند، یکسان به نظر میرسیدند.
His trite jokes were met with polite laughter but no genuine amusement.
جوکهای کلیشهای او با خنده مودبانه اما بدون سرگرمی واقعی پاسخ داده شد.
The trite advice to 'follow your dreams' is often easier said than done.
مشاورهی کلیشهای برای 'دنبال کردن رویاهایتان' اغلب آسانتر از آن است که انجام شود.
She rolled her eyes at his trite compliments, knowing they were insincere.
او با دیدن تعریفهای کلیشهای او چشمانش را چرخاند، زیرا میدانست که آنها صادقانه نیستند.
The trite decorations at the party made it feel like a generic event rather than a special occasion.
دکوراسیونهای کلیشهای در مهمانی باعث شد که احساس شود یک رویداد عمومی است تا یک مناسبت خاص.
His trite responses to difficult questions revealed his lack of depth and originality.
پاسخهای کلیشهای او به سؤالات دشوار فقدان عمق و اصالت او را نشان داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید