sappy

[ایالات متحده]/'sæpɪ/
[بریتانیا]/'sæpi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. پرانرژی
پر از شیره
احمق

جملات نمونه

I think the thing about me is that I'm caught between two stereotypes: sappy romantic and crazy nymphomaniac.

به نظر من عجیب‌ترین ویژگی من این است که بین دو کلیشه گرفتار شده‌ام: رمانتیک احساساتی و دیوانه فریبا.

a sappy love story

یک داستان عاشقانه احساساتی

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید