crappier

[ایالات متحده]/ˈkræpiə/
[بریتانیا]/ˈkræpiɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. با کیفیت یا ارزش کمتر

عبارات و ترکیب‌ها

crappier than ever

بدتر از همیشه

getting crappier daily

روزانه بدتر می‌شود

life is crappier

زندگی بدتر است

crappier situation

وضعیت بدتر

feeling crappier lately

اخیراً احساس بدتری می‌کنم

crappier job

مشغلی بدتر

crappier service

خدمات بدتر

crappier quality

کیفیت بدتر

crappier attitude

حرفه‌ای بدتر

crappier weather

آب و هوای بدتر

جملات نمونه

his mood got crappier after he heard the news.

حالتش بعد از شنیدن خبرها بدتر شد.

the weather seems crappier every day.

هوا هر روز بدتر به نظر می رسد.

her excuses just keep getting crappier.

بهانه‌های او فقط بدتر می‌شوند.

things are getting crappier at work lately.

اوضاع در محل کار اخیراً بدتر شده است.

his performance was crappier than last time.

عملکرد او از آخرین بار بدتر بود.

the movie turned out to be crappier than expected.

فیلم از آنچه انتظار می رفت بدتر از آب درآمد.

every time i visit, the place feels crappier.

هر بار که از آنجا بازدید می کنم، حس می کنم که آن مکان بدتر شده است.

her jokes are getting crappier each time.

شوخی های او هر بار بدتر می شود.

the food at that restaurant is crappier now.

غذا در آن رستوران اکنون بدتر شده است.

his attitude has become crappier since the promotion.

حالت او از زمان ارتقا بدتر شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید