aiming higher
هدفگذاری بالاتر
higher education
آموزش عالی
reaching higher ground
رسیدن به سطح بالاتر
higher learning
یادگیری بالاتر
higher mathematics
ریاضیات بالاتر
higher authorities
مقامات بالاتر
higher court
دادگاه بالاتر
higher priority
اولویت بالاتر
higher education management
مدیریت آموزش عالی
higher up
بالاتر
higher plant
گیاه بالاتر
regular higher education
آموزش عالی منظم
higher fatty acid
اسید چرب با وزن مولکولی بالا
higher mode
حالت بالاتر
in the higher echelons
در بالاترین ردهها
higher taxation is a depressant.
مالیات بالاتر یک عامل افسردگی است.
a fight for higher wages
مبارزه برای افزایش حقوق.
push for higher wages
خواستار افزایش حقوق بودن
the pursuit of higher education.
پیگیری آموزش عالی.
the worth of higher education.
ارزش آموزش عالی.
to advance to a higher position
برای رسیدن به جایگاه بالاتر
a degenerate form of a higher civilization.
یک شکل پستتر از یک تمدن عالیتر.
research and higher education seem inseparable.
تحقیقات و آموزش عالی غیرقابل تفکیک به نظر می رسند.
everything was built to a higher specification.
همه چیز با مشخصات بالاتر ساخته شده بود.
a synoptic model of higher education.
یک مدل جامع از آموزش عالی.
elementary, secondary and higher education
آموزش ابتدایی، متوسطه و عالی
a notch or two higher in quality.
یک درجه یا دو بالاتر از کیفیت.
matriculate at an institution of higher learning
برای تحصیل در یک موسسه آموزش عالی ثبت نام کنید.
kick one's car into higher gear
دنده خودرو را بالاتر کنید.
The bidding was higher than expected.
قیمت پیشنهادی بالاتر از حد انتظار بود.
appeal a decision to a higher court
نسبت به یک تصمیم به دادگاه بالاتر اعتراض کنید.
They made a claim for higher pay.
آنها برای حقوق بیشتر ادعایی کردند.
Higher still the snow was ready to avalanche.
برف هنوز بالاتر آماده ریزش بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید