better

[ایالات متحده]/ˈbetə(r)/
[بریتانیا]/ˈbetər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بهبود یافته در کیفیت یا سودمندتر
adv. به طرز برتر یا مؤثرتر
vt. بهبود بخشیدن؛ ارتقاء دادن
n. کسی یا چیزی که برتر یا سودمندتر است.

عبارات و ترکیب‌ها

better than

بهتر از

better than oneself

بهتر از خود

had better

جدا بهتر

much better

خیلی بهتر

you'd better

بهتر است که شما

do better

بهتر انجام دهید

get better

بهتر شود

better and better

بهتر و بهتر

for the better

بهتر

feel better

بهتر احساس کنید

better off

در وضعیت بهتری

better life

زندگی بهتر

better quality

کیفیت بهتر

no better

بدتر نیست

any better

بهتر از این

know better

بهتر می‌دانید

no better than

بهتر از این نیست

to make better

بهتر کردن

all the better

همه چیز بهتر

جملات نمونه

the better of the two

بهتر از دو

This is better by far.

این بسیار بهتر است.

a change for the better .

تغییری به نفع

it is the better part of a mile.

حدود یک مایل بهتر است.

no better; no more.

بدتر نیست؛ بیشتر هم نه.

a better chance of success.

شانس موفقیت بیشتر.

The patient is better today.

بیمار امروز بهتر است.

You'd better be there.

بهتر است آنجا باشید.

That would be better still.

هنوز هم بهتر خواهد بود.

He is no better yet.

هنوز بهتر نشده است.

aim for a better education.

برای آموزش بهتر هدف گذاری کنید.

Better be a fool than a knave.

بهتر است نادان باشید تا نامرد.

you're no better than a Hitler.

شما از هیتلر هم بدتر نیستید.

getting better and better.

بهتر و بهتر می شود.

as for you, you'd better be quick.

در مورد شما، بهتر است سریع باشید.

hoping for better weather.

امیدواریم هوا بهتر شود.

it might be better to borrow the money.

شاید بهتر باشد پول را قرض بگیرید.

curiosity got the better of her.

کنجکاوی بر او غلبه کرد.

نمونه‌های واقعی

One person has better qualifications of better experience.

یک نفر واجد شرایط تر یا با تجربه تر است.

منبع: Dad takes you to learn vocabulary.

We're going to leave the world better than we found it.

ما دنیایی بهتر از آنچه پیدا کردیم، ترک خواهیم کرد.

منبع: Game of Thrones Season 6

Do your wellies look even better from down there?

آیا چکمه های شما از آن پایین حتی بهتر به نظر می رسند؟

منبع: Little Bear Charlie

And from my point of view, the more alien the better.

و از دیدگاه من، هرچه بیگانه تر، بهتر است.

منبع: Encyclopedia of Nature

I believe we can do much better.

من معتقدم که ما می توانیم بسیار بهتر عمل کنیم.

منبع: TED-Ed Student Weekend Show

The sooner we get that add the better.

هرچه زودتر آن را اضافه کنیم، بهتر است.

منبع: CNN 10 Student English December 2019 Collection

How could you make a door better?

چگونه می توانستید یک درب را بهتر کنید؟

منبع: TED Talks (Audio Version) May 2015 Compilation

His " legalese" got the better of him.

حرف های حقوقی او او را شکست داد.

منبع: Steve Jobs Biography

I know you better than he does.

من شما را بهتر از او می شناسم.

منبع: Li Yang's Crazy English: Rapid Mastery of American Phonetic Symbols

All right, I like take two better.

باشه، من برداشت دوم را بیشتر دوست دارم.

منبع: S03

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید