substandard

[ایالات متحده]/sʌb'stændəd/
[بریتانیا]/sʌb'stændɚd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. زیر استاندارد; استاندارد مورد نیاز را برآورده نمی‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

substandard quality

کیفیت نامطلوب

جملات نمونه

a substandard piece of merchandise

یک قطعه کالای نامرغوب

unlivable substandard housing

مسکن نامرغوب غیرقابل سکونت

Too many families are still living in substandard housing.

بسیاری از خانواده‌ها هنوز در خانه‌های نامرغوب زندگی می‌کنند.

The reputation of the firm was blown upon for passing substandard products off as first-class merchandise.

شهرت شرکت به دلیل عرضه محصولات نامرغوب به عنوان کالای درجه یک از بین رفت.

We need Nolyester and Nylon poy multifilament yarn(only substandard -b-c grade-offgrade-No a grade) for our ropes production.

ما به نخ چند رشته‌ای نولستر و نایلون (فقط درجه پایین - b-c - کالای دور ریخته شده - درجه a نیست) برای تولید طناب خود نیاز داریم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید