cryptic

[ایالات متحده]/ˈkrɪptɪk/
[بریتانیا]/ˈkrɪptɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مرموز، مخفی

عبارات و ترکیب‌ها

cryptic message

پیام مرموز

cryptic crossword

معمای متقاطع

cryptic code

رمز مبهم

cryptic behavior

رفتار مبهم

جملات نمونه

a cryptic(al) remark

یک نکته مرموز (محتاطانه)

decode a cryptic message

رمزگشایی یک پیام مرموز

he wrote cryptic notes in a cipher.

او یادداشت‌های مرموز را به صورت رمز نوشت.

The new insurance policy is written without cryptic or mysterious terms. Something

سیاست بیمه جدید بدون اصطلاحات مرموز یا مبهم نوشته شده است. چیزی...

She made a cryptic comment about how the film mirrored her life.

او در مورد اینکه چگونه فیلم آینه ای از زندگی او بود، اظهار نظری مبهم کرد.

3) Geographic isolation may facilitate cryptic speciation of marine holoplankton.However,contribution of allopatric speciation is still questionable;

3) انزوای جغرافیایی ممکن است گونه‌زایی پنهان سخت‌پوستانی دریایی را تسهیل کند. با این حال، سهم گونه‌زایی هم‌نژادی هنوز هم قابل سوال است;

نمونه‌های واقعی

They're just so cryptic and secretive.

آنها فقط خیلی رمزآلود و پنهانی هستند.

منبع: Science in 60 Seconds - Scientific American June 2022 Collection

Nice little cryptic saying, as is typical of Kafka.

جمله کوتاه و رمزآلود خوبی، همانطور که معمولاً در مورد کافکا دیده می شود.

منبع: Yale University Open Course: Death (Audio Version)

As is usual with the cryptic kingdom, no one really has a clue.

همانطور که معمولاً در پادشاهی رمزآلود اتفاق می افتد، هیچ کس واقعاً سرنخی ندارد.

منبع: The Economist (Summary)

You're being cryptic now, father. Why don't you just say the word?

حالا مرموز صحبت می کنی، پدر. چرا فقط کلمه را نمی گویی؟

منبع: The Vampire Diaries Season 1

Yeah. Good for you! - Lots of cryptic words does it help?

بله. کارت خوبه! - آیا استفاده از کلمات زیاد و رمزآلود کمک می کند؟

منبع: Gourmet Base

And the others had to be content with this cryptic answer.

و دیگران مجبور شدند با این پاسخ رمزآلود کنار بیایند.

منبع: Animal Farm

Muck diving is about searching for the unusual, the cryptic and the rare.

غواصی در گل و لای در مورد جستجو برای غیرمعمول، رمزآلود و کمیاب است.

منبع: The Economist (Summary)

Well, you do that, it's was cryptic, so you do speaking code.

خب، این را انجام بده، رمزآلود بود، پس کد صحبت کن.

منبع: Go blank axis version

Some of his answers were so cryptic—as if he had a hidden agenda.

برخی از پاسخ های او آنقدر رمزآلود بود - گویی برنامه پنهانی دارد.

منبع: Fifty Shades of Grey (Audiobook Excerpt)

They were poets and provocateurs, writing cryptic messages on walls next to art galleries.

آنها شاعران و تحریک کنندگان بودند، پیام های رمزآلود را روی دیوارها در کنار گالری های هنری می نوشتند.

منبع: Secrets of Masterpieces

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید