daft

[ایالات متحده]/dɑːft/
[بریتانیا]/dæft/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. احمق; دیوانه; مضحک; جنون‌آمیز

عبارات و ترکیب‌ها

acting daft

بازیگری احمقانه

bit daft

کمی احمق

look daft

ظاهر احمقانه

feeling daft

احساس احمقانه

جملات نمونه

don't ask such daft questions.

نگویید چنین سوالات احمقانه ای.

we were all daft about him.

ما همه‌مون در مورد او ساده‌لوح بودیم.

don't be daft, woman!.

ساده‌لوح نباش، زن!

What a daft thing to say!

چه حرف ساده‌لوحانه‌ای!

toytown tunes, daft haircuts and even dafter trousers.

آهنگ‌های شهر اسباب‌بازی، مدل‌های موی ساده‌لوحانه و حتی شلوارهای ساده‌لوحانه‌تر.

if they were daft enough to believe it, so much the worse for them.

اگر آنها به اندازه کافی ساده‌لوح بودند که به آن باور کنند، به آنها بدتر.

Adrian Flannelly, who comments on Irish culture and politics on his New York radio program initially thought the Irish soil idea “seemed like one of the daftest things you could imagine.

آدریان فلانلی، که در برنامه رادیویی خود در نیویورک در مورد فرهنگ و سیاست ایرلند اظهار نظر می‌کند، در ابتدا فکر کرد که ایده خاک ایرلند «به نظر می‌رسد یکی از احمقانه ترین چیزهایی است که می‌توان تصور کرد.»

نمونه‌های واقعی

Next up I have " Don't be a daft! "

بعدی این است که "نباشید احمق!"

منبع: Sara's British English class

Yes.I may be from Newcastle but I'm not daft!

بله. من ممکن است اهل نیوکاسل باشم، اما احمق نیستم!

منبع: BBC documentary "Mom's Home Cooking"

If you work long and hard for something, actually getting it can feel daft and empty.

اگر مدت طولانی و سخت برای چیزی تلاش کنید، در واقعیت به دست آوردن آن می تواند احساس پوچ و بی معنی بودن کند.

منبع: Kurzgesagt science animation

That was followed by a daft claim by Congress that the Americans were egging on the protesters.

این با ادعای احمقانه ای از سوی کنگره مبنی بر اینکه آمریکایی ها اغتشامگران را تحریک می کردند، دنبال شد.

منبع: The Economist - International

For one, Adams on that subject had become a little daft.

برای یک نفر، آدامز در مورد آن موضوع کمی احمق شده بود.

منبع: The Education of Henry Adams (Volume 2)

I told her she was being daft.

به او گفتم که دارد احمقانه رفتار می کند.

منبع: Still Me (Me Before You #3)

' He had looked at me as if I were daft.

' او به من نگاه کرد انگار که من احمق بودم.

منبع: Me Before You

Of course you can, you daft thing!

البته که می توانید، ای احمق!

منبع: The 9th Secret Season 5

It'll feel daft. I shall be myself.

احساس پوچی خواهد کرد. من خودم خواهم بود.

منبع: The Durrells Season 2

You daft thing... what am I to do now?

ای احمق... من اکنون باید چه کار کنم؟

منبع: ▄ ▄ Mov whj

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید