silly

[ایالات متحده]/'sɪlɪ/
[بریتانیا]/'sɪli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

احمق
adj. احمق; مضحک; فاقد حس خوب; رفتار کردن به شیوه کودکانه

عبارات و ترکیب‌ها

acting silly

رفتار احمقانه

silly behavior

رفتار احمقانه

silly season

فصل احمقانه

silly billy

خاله بازی

silly idea

ایده احمقانه

جملات نمونه

Don't be such a silly owl.

اینقدر خاله بازی در نیاید.

you silly old moo.

ای گاو خاله بازی!

a silly and incapacious person

یک شخص احمق و نادیده

she gave a loud, silly laugh.

خنده‌های بلند و احمقانه سر داد.

another of his silly jokes.

یکی دیگر از شوخی‌های احمقانه او.

he would brood about silly things.

او در مورد چیزهای احمقانه فکر می‌کرد.

you're a silly, stubborn old woman.

شما یک زن پیر خاله بازی و سرسخت هستید.

How silly of you to do that!

چه احمقانه ای که آن را انجام دادی!

I refuse to be a party to your silly scheme.

من از شرکت در طرح احمقانه شما امتناع می کنم.

knocked silly by the impact.

به دلیل ضربه گیج شدم.

I've had a bellyful of your silly advice.

من از نصیحت‌های احمقانه شما سیر شده‌ام.

I've taken a fancy to that silly hat.

من به آن کلاه احمقانه علاقه مند شده ام.

I was knocked silly by the blow.

من به دلیل ضربه گیج شدم.

They called it silly to do so.

آنها گفتند انجام آن احمقانه است.

It was silly of him to do it.

انجام آن از طرف او احمقانه بود.

It's silly to quarrel over trifles.

بحث بر سر مسائل جزئی احمقانه است.

نمونه‌های واقعی

Your head is full of silly notions.

سر شما پر از خیال باطل است.

منبع: Liu Yi Breakthrough English Vocabulary 3000

Oh, my God, daddy! I'm sorry I called you silly!

خدای من، پدر! متاسفم که شما را احمق صدا زدم!

منبع: Rick and Morty Season 2 (Bilingual)

People scorned him for his silly trade.

مردم او را به دلیل شغل احمقانه اش تحقیر کردند.

منبع: The Economist (Summary)

But the main aim is to stuff yourself silly before the winter hits!

اما هدف اصلی این است که قبل از رسیدن زمستان خودتان را پر کنید!

منبع: National Geographic (Children's Section)

Absurd, if you're not already aware, means ridiculous, or very very silly.

مضحک، اگر از قبل مطلع نیستید، به معنای مضحک یا بسیار احمقانه است.

منبع: TOEFL Reading Preparation Guide

Silly mistakes and queer clothes often arouse ridicule.

اشتباهات احمقانه و لباس های عجیب و غریب اغلب باعث تمسخر می شوند.

منبع: High-frequency vocabulary in daily life

In today's society, this might all seem rather silly, but this is completely understandable.

در جامعه امروز، این ممکن است کاملاً احمقانه به نظر برسد، اما این کاملاً قابل درک است.

منبع: Deep Dive into the Movie World (LSOO)

Two Middle Eastern heavyweights had pounded each other silly, at no cost to the Americans.

دو وزنه‌بردار خاورمیانه به شکلی احمقانه به هم حمله کردند، بدون هزینه برای آمریکایی‌ها.

منبع: The rise and fall of superpowers.

Get out of here, you nosy little pervert, or I'm gonna slap you silly!

از اینجا برو، تو آدم فضول کوچولوی منحرف، وگرنه به تو سیلی می‌زنم!

منبع: Home Alone 2: Lost in New York

“Don't be silly, ” said Hermione shortly.

«نباشید احمق،» هرمیون به طور خلاصه گفت.

منبع: Harry Potter and the Prisoner of Azkaban

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید