dangle

[ایالات متحده]/ˈdæŋɡl/
[بریتانیا]/ˈdæŋɡl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. به طور شل آویزان بودن یا تاب خوردن
vt. باعث آویزان شدن یا تاب خوردن به طور شل شدن

عبارات و ترکیب‌ها

dangle from

آویزان بودن

dangle earrings

آویزان کردن گوشواره

dangle a carrot

آویزان کردن یک هویج

dangle keys

آویزان کردن کلیدها

dangle a conversation

آویزان کردن یک مکالمه

dangle a prize

آویزان کردن جایزه

dangle a threat

آویزان کردن تهدید

جملات نمونه

dangle bright prospects before a person

آینده روشن را در برابر دیدگان یک فرد قرار دادن

saucepans dangled from a rail.

قابلمه ها از یک ریل آویزان بودند.

the defence portfolio could be the carrot to dangle before him.

پورتفولیو دفاعی می‌تواند هویج باشد که در مقابل او آویزان شود.

A kite dangles from a telephone wire.

بادبزنی از سیم تلفن آویزان است.

The leaves dangled in the wind.

برگ ها در باد آویزان بودند.

Huge earrings dangled from her ears.

گوشواره های بزرگ از گوش هایش آویزان بودند.

It’s the biggest financial incentive ever dangled before British footballers.

این بزرگترین مشوق مالی است که تا به حال در برابر فوتبالیست های بریتانیایی ارائه شده است.

And then Simon saw that what she had cradled, that which now dangled from an outflung hand, was a doll… a doll made from reeds and leaves and twining stems of grass.

و سپس سایمون دید که آنچه او در آغوش گرفته بود، آنچه اکنون از دست دراز شده آویزان بود، یک عروسک بود... یک عروسک ساخته شده از نی و برگ و ساقه های پیچ خورده علف.

He dangles wildly upside-down for a moment, arms windmilling, then gets his hands pressed firmly against the opposite wall.The rat scurries off, pissed.

او برای لحظه‌ای به طرز وحشیانه‌ای وارونه آویزان می‌شود، دست و پا می‌چرخاند، سپس دست‌هایش را محکم به دیوار مقابل فشار می‌دهد. موش با عصبانیت فرار می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید