swing set
وسایل بازی
swing dance
رقص سوینگ
monkey bars swing
ایستگاه میمون و تاب
in full swing
در حال اوج گرفتن
full swing
نوسان کامل
swing angle
زاویه تاب
swing from
آویزان شدن از
swing arm
بازوی متمايل
swing by
سر زدن
swing one's weight
استفاده از وزن خود
swing door
در تاب
swing out
بیرون تاب دادن
swing mechanism
مکانیزم تاب
swing check valve
شیر چک تاب
pendulum swing
حرکت آونگ
swing motion
حرکت تاب
a swing to conservatism.
گرایش به محافظهکاری
You'll swing for this.
تو برای این مجازات خواهی شد.
Keith took an agricultural swing at the ball.
کیث یک حرکت کشاورزی به توپ زد.
the door began to swing inwards.
در شروع به باز شدن کرد.
an attempt to swing the vote in their favour.
تلاش برای تغییر رای به نفع آنها.
The pendulum's swing is 12 inches.
طول هر حرکت پاندول 12 اینچ است.
the swing of a bird across the sky.
حرکت یک پرنده در آسمان.
a good swinger of baseball bats.
کسی که خوب چوب بیسبال را میزند.
now he was going to swing for it.
حالا او برای آن تلاش خواهد کرد.
they came with a steady swing up the last reach.
آنها با یک حرکت پیوسته به آخرین قسمت رسیدند.
a five per cent swing to Labour.
یک افزایش پنج درصدی به حزب کارگر.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید