deactivate

[ایالات متحده]/diː'æktɪveɪt/
[بریتانیا]/di'æktə,vet/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. غیرفعال کردن، بی‌اثر کردن، آزاد کردن از وظیفه، غیر فعال کردن.

جملات نمونه

the switch deactivates the alarm.

کلید سیستم اعلام‌سریا را غیرفعال می‌کند.

Please deactivate the alarm system before entering the building.

لطفاً قبل از ورود به ساختمان، سیستم اعلام‌سریا را غیرفعال کنید.

He had to deactivate his social media accounts for a while to focus on his studies.

او مجبور شد برای مدتی حساب‌های رسانه‌های اجتماعی خود را غیرفعال کند تا روی تحصیلات خود تمرکز کند.

The technician will deactivate the old software and install the new one.

تکنسین نرم‌افزار قدیمی را غیرفعال کرده و نرم‌افزار جدید را نصب خواهد کرد.

It's important to deactivate all electronic devices before take-off on a plane.

قبل از بلند شدن هواپیما، غیرفعال کردن تمام دستگاه‌های الکترونیکی مهم است.

The security team needs to deactivate the access card of the terminated employee.

تیم امنیتی باید کارت دسترسی کارمند اخراج شده را غیرفعال کند.

To deactivate the account, you will need to verify your identity.

برای غیرفعال کردن حساب، باید هویت خود را تأیید کنید.

The company decided to deactivate the old website and launch a new one.

شرکت تصمیم گرفت وب سایت قدیمی را غیرفعال کرده و یک وب سایت جدید راه‌اندازی کند.

You can deactivate the automatic renewal option in your subscription settings.

می‌توانید گزینه تمدید خودکار را در تنظیمات اشتراک خود غیرفعال کنید.

Parents can deactivate certain features on their child's phone for safety reasons.

والدین می‌توانند به دلایل ایمنی، برخی از ویژگی‌ها را در تلفن فرزند خود غیرفعال کنند.

Make sure to deactivate the power source before attempting any repairs on the machine.

قبل از اقدام به تعمیر دستگاه، حتماً منبع تغذیه را غیرفعال کنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید