uninstall

[ایالات متحده]/ˌʌnɪnˈstɔːl/
[بریتانیا]/ˌʌnɪnˈstɔːl/

ترجمه

v. حذف یک برنامه نرم افزاری از یک کامپیوتر

عبارات و ترکیب‌ها

uninstall program

حذف برنامه

uninstalling now

در حال حذف کردن الان

uninstall it

آن را حذف کن

uninstall successfully

با موفقیت حذف شد

uninstalling application

در حال حذف برنامه کاربردی

uninstall process

فرآیند حذف

uninstalling software

در حال حذف نرم افزار

did uninstall

حذف شد

uninstall guide

راهنمای حذف

uninstall utility

ابزار حذف

جملات نمونه

i need to uninstall this outdated software.

من نیاز دارم این نرم‌افزار قدیمی را حذف کنم.

can you show me how to uninstall a program?

آیا می توانید به من نشان دهید چگونه یک برنامه را حذف کنم؟

the antivirus software recommended i uninstall several programs.

نرم افزار آنتی ویروس توصیه کرد که چند برنامه را حذف کنم.

it's a good idea to uninstall unused applications.

حذف برنامه های استفاده نشده ایده خوبی است.

i'm going to uninstall the game after i finish playing it.

من بازی را بعد از اتمام بازی حذف خواهم کرد.

the uninstall process took longer than i expected.

فرآیند حذف طولانی تر از آن چیزی بود که انتظار داشتم.

make sure you completely uninstall the application.

مطمئن شوید که برنامه را به طور کامل حذف کنید.

i tried to uninstall it, but it wouldn't let me.

سعی کردم آن را حذف کنم، اما اجازه نداد.

after uninstalling, restart your computer.

پس از حذف کردن، کامپیوتر خود را مجدداً راه اندازی کنید.

the utility helped me uninstall stubborn programs.

این ابزار به من کمک کرد تا برنامه های سرسخت را حذف کنم.

i want to uninstall the bloatware that came with my new laptop.

می خواهم نرم افزارهای اضافی که با لپ تاپ جدیدم همراه بود را حذف کنم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید