deceasing

[ایالات متحده]/dɪˈsiːsɪŋ/
[بریتانیا]/dɪˈsiːsɪŋ/

ترجمه

vi. مردن; فوت کردن
n. مرگ; عمل مردن

عبارات و ترکیب‌ها

deceasing rates

نرخ های کاهنده

deceasing population

جمعیت کاهنده

deceasing trend

روند کاهنده

deceasing numbers

اعداد کاهنده

deceasing demand

تقاضای کاهنده

deceasing interest

علاقه کاهنده

deceasing sales

فروش کاهنده

deceasing support

حمایت کاهنده

deceasing influence

تاثیر کاهنده

deceasing activity

فعالیت کاهنده

جملات نمونه

the deceasing of the old trees has changed the landscape.

از بین رفتن درختان کهنسال باعث تغییر چشم انداز شده است.

many species are struggling due to the deceasing habitats.

بسیاری از گونه ها به دلیل کاهش زیستگاه ها در حال دست و پا زدن هستند.

the deceasing population in rural areas is a growing concern.

کاهش جمعیت در مناطق روستایی یک نگرانی رو به رشد است.

deceasing interest in traditional crafts is alarming.

کاهش علاقه به هنرهای سنتی نگران کننده است.

the deceasing birth rates are affecting the economy.

کاهش نرخ تولدها بر اقتصاد تأثیر می گذارد.

deceasing funding for education is a major issue.

کاهش بودجه برای آموزش یک مشکل بزرگ است.

the deceasing number of volunteers is troubling for the charity.

کاهش تعداد داوطلبان برای سازمان خیریه نگران کننده است.

we need to address the deceasing trust in institutions.

ما باید به کاهش اعتماد به نهادها رسیدگی کنیم.

the deceasing quality of air is a public health risk.

کیفیت هوای رو به کاهش یک خطر برای سلامت عمومی است.

deceasing resources for wildlife conservation is critical.

کاهش منابع برای حفاظت از حیات وحش بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید