falling leaves
برگهای ریخته شده
falling asleep
به خواب رفتن
falling in love
دلباخته شدن
falling in
افتادن در
falling down
افتادن به پایین
falling off
افتادن از روی
falling film
فیلم سقوط
falling out
از هم پاشیدن
falling over
افتادن به رو
falling back
پسرفت
free falling
سقوط آزاد
falling body
بدن در حال سقوط
falling weight
وزن در حال سقوط
falling star
ستاره دنبالهدار
falling market
بازار نزولی
falling debris
زباله های در حال سقوط
falling tone
لحن نزولی
falling price
کاهش قیمت
falling leaf
برگ ریخته شده
falling sickness
بیماری واگیر
They are falling trees.
درختان در حال سقوط هستند.
dusk was falling rapidly.
غروب به سرعت در حال پایین آمدن بود.
the scream of a falling bomb.
جیغ یک بمب در حال سقوط
the falling of the leaf
سقوط برگ
Rain was falling steadily.
باران به طور پیوسته میبارید.
a falling-out among family members.
اختلاف نظر در بین اعضای خانواده
the path taken by the falling body.
مسیر طی شده توسط جسم در حال سقوط
falling in with other people's views.
همراه شدن با نظرات دیگران
the two of them had a falling-out.
آن دو با هم اختلاف پیدا کردند.
risings and fallings in the ground
خیزشها و سقوطها در زمین
The fact that the dollar is falling is in your favour.
این واقعیت که دلار در حال سقوط است به نفع شماست.
on the brink of falling in love).
در آستانه عاشق شدن).
The falling tree hit a car.
درخت در حال سقوط به یک ماشین برخورد کرد.
There's danger from falling rocks.
خطر از سنگهای در حال سقوط وجود دارد.
made a dive to catch the falling teacup.
برای گرفتن فنجان چای در حال سقوط شیرجه زد.
The captain upbraid his men for falling asleep.
کاپیتان به دلیل خوابیدن خدمهاش سرزنش کرد.
falling attendances for first-class matches.
کاهش حضور در مسابقات درجه یک.
the injuries are consistent with falling from a great height.
این جراحات با سقوط از ارتفاع زیاد مطابقت دارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید