deceit

[ایالات متحده]/dɪˈsiːt/
[بریتانیا]/dɪˈsiːt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فریب؛ دروغ؛ وسایل فریب

جملات نمونه

deceit was becoming second nature to her.

فریب به طبیعت دوم او تبدیل می شد.

That deceit won't pass with me.

آن فریب با من پیش نخواهد رفت.

The boy's deceit made his mother very unhappy.

فریب پسر مادرش را بسیار ناراحت کرد.

Most people enjoy reading about deceit and dishonesty in high places.

بیشتر مردم از خواندن درباره فریب و نادرستی در مکان های بالا لذت می برند.

Why then is this people of Jerusalem slidden back by a perpetual backsliding? they hold fast deceit, they refuse to return.

چرا این قوم اورشلیم به دلیل بازگشت ناپایدار به عقب باز می گردد؟ آنها به فریب چنگ می زنند، آنها از بازگشت امتناع می کنند.

27. Whatever gloss the various spectators put upon the interest, according to their several arts and powers of self-deceit, the interest was, at the root of it, Ogreish.

27. هرگونه تفسیر که تماشاگران مختلف بر علاقه می گذارند، بر اساس هنرها و توانایی های خود در خودفریبی، علاقه در اصل، اغری بود.

If we explore "Travelog of Mr.Fong": Volume 10(superscript th), it is rather exaggerated to say "disguise or deceit" but just a game of scholars, nor a revenge from hatred.

اگر "سفرنامه آقای فونگ": جلد 10 (بالا نشان th) را بررسی کنیم، گفتن "تغییر یا فریب" اغراق آمیز است، بلکه فقط یک بازی دانشمندان، یا انتقامی از نفرت.

Acts 13:10 And said, O you who are full of all deceit and all unscrupulousness, son of the devil, enemy of all righteousness, will you not cease perverting the straight ways of the Lord?

اعمال 13: 10 و گفت: ای شما که از همه فریب و بی رحمی پر هستید، پسر شیطان، دشمن همه عدالت، آیا دست از تحریف راه راست خداوند برنخواهید داشت؟

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید