cheat

[ایالات متحده]/tʃiːt/
[بریتانیا]/tʃiːt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. فریب دادن; به وسیله فریب به دست آوردن
vi. فریب دادن; به طور نادرست عمل کردن
n. فریبنده; فریب، نادرستی

عبارات و ترکیب‌ها

cheat on

تقلب کردن

cheat death

از مرگ فرار کردن

cheat sheet

برگه تقلب

جملات نمونه

cheat the weary night

فریب دادن شب خسته

It's not cricket to cheat at cards.

تقلب در بازی کارتها درست نیست.

illusions that cheat the eye.

توهماتی که فریب چشم را می‌دهند.

We shall unmask that cowardly cheat.

ما آن فریبکار چاپلوس را رسوا خواهیم کرد.

A person who cheats is an unworthy winner.

کسی که تقلب می‌کند، یک برنده شایسته نیست.

his wife was cheating on him.

همسرش به او خیانت می‌کرد.

guilty of cheating; the guilty party.

گناهکار تقلب؛ فرد گناهکار.

The criminal cheated the law by suicide.

جنایتکار با خودکشی از قانون فرار کرد.

He is cheating on his wife.

او به همسرش خیانت می‌کند.

cheated them of their land.

آنها از زمینشان سرقت کردند.

accused of cheating at cards.

متهم به تقلب در بازی ورق.

young marrieds who cheat on their spouses.

همسران جوان که به همسران خود خیانت می‌کنند.

Watch that he doesn't cheat you.

مطمئن شوید که او شما را فریب ندهد.

Cheating is always wrong.

تقلب همیشه اشتباه است.

He was publicly exposed as a liar and a cheat.

او به عنوان یک دروغگو و فریبکار رسوا شد.

she always cheats at cards .

او همیشه در بازی کارتها تقلب می‌کند.

she cheated death in a spectacular crash.

او از مرگ در یک تصادف چشمگیر جان سالم به در برد.

got away with cheating but was later caught.

با تقلب فرار کرد اما بعداً دستگیر شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید