decoy

[ایالات متحده]/dɪˈkɔɪ/
[بریتانیا]/dɪˈkɔɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حیوانی (یا تقلید) که برای فریب پرندگان یا حیوانات به دام استفاده می‌شود؛ شخص یا چیزی که برای فریب کسی به دام استفاده می‌شود
vt. فریب دادن (کسی یا حیوانی) به دام با استفاده از طعمه

عبارات و ترکیب‌ها

decoy strategy

استراتژی فریب

جملات نمونه

decoy enemy troops into a place

فریب دادن نیروهای دشمن به یک مکان

they would try to decoy the enemy towards the hidden group.

آنها سعی می کردند نیروی دشمن را به سمت گروه پنهان فریب دهند.

The enemy chased the decoys down to the place of ambush.

دشمن به دنبال طعمه ها به سمت محل کمین رفت.

More than ten missiles were decoyed away from targets.

بیش از ده موشک از اهداف دور شدند.

With tact and perseverance he inveigled her into becoming his law partner. Todecoy is to trap or ensnare by cunning or deception:

با زیرکی و پشتکار، او را متقاعد کرد تا شریک حقوقی او شود. به دام انداختن یا به دام انداختن با حیله یا فریب:

Partisans dressed as simple farmers selling produce decoyed the soldiers into blistering crossfire.

گروه های چریکی که خود را به عنوان کشاورزان ساده فروشنده محصول نشان می دادند، سربازان را به سمت آتش متقابل شدید فریب دادند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید