lure

[ایالات متحده]/lʊə(r)/
[بریتانیا]/lʊr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. وسوسه; چیزی که جذب می‌کند یا وسوسه می‌کند
vt. جذب کردن یا وسوسه کردن، معمولاً از طریق وعده پاداش

عبارات و ترکیب‌ها

allure

جاذبه

جملات نمونه

the lure of the exotic East.

جذابیت شرق عجیب و غریب

lure a man by artifice

فریب دادن مرد با حیله

Cheese is really a good lure for mice.

پنیر واقعاً یک طعمه خوب برای موش ها است.

The promise of higher pay enticed me into the new job.See Synonyms at lure

وعده افزایش حقوق مرا به شغل جدید جذب کرد. به مترادف ها در lure مراجعه کنید.

the child was lured into a car but managed to escape.

کودک با فریب وارد ماشین شد اما موفق به فرار شد.

as usual, the big race will lure the top names.

همانطور که معمول است، مسابقه بزرگ افراد برتر را جذب خواهد کرد.

They were lured by a curiosity to see the historic spot.

آنها با کنجکاوی برای دیدن مکان تاریخی فریب خوردند.

He left home because of the lures of life in the city.

او به دلیل وسوسه‌های زندگی در شهر از خانه رفت.

The hunter lured the fox into a trap.

شکارچی روباه را به داخل تله کشاند.

Life in the city lured him from home.

زندگی در شهر او را از خانه دور کرد.

Don't lure him from his duty.

او را از وظیفه‌اش دور نکن.

The hunters lured the bears on to certain death.

شکارچیان خرس‌ها را به سمت مرگ حتمی کشاندند.

A second helping tempted me. We refused the offer even though it tempted us.See Synonyms at lure

یک سهم دیگر وسوسه ام کرد. ما پیشنهاد را رد کردیم اگرچه وسوسه ما می کرد. به مترادف ها در lure مراجعه کنید

Lured by the lust of gold,the pioneers pushed onward.

با وسوسه طمع طلا، پیشگامان به جلو ادامه دادند.

Since John is a womanizer, it is not difficult to bring him to the lure.

از آنجایی که جان یک خوشگذران است، آوردن او به فریب سخت نیست.

the film industry always has been a glamorous lure for young girls.

صنعت فیلم همیشه یک فریب جذاب برای دختران جوان بوده است.

Dragon in Qiantang, Powerful in the World——Bronze Sculp lure "Qiantang"

اژدها در Qiantang، قدرتمند در جهان——مجسمه برنزی

A bad rabbit that lures or jokes good children with jugglery in the Hallowmas.

یک خرگوش بد که با شعبده بازی کودکان خوب را فریب می دهد یا شوخی می کند در هالوماس.

Toffy the wind, back to the memory of the past. Pale moonlight, lured from the emotional heart.

باد توفی، بازگشت به خاطره گذشته. مهتاب کم‌رنگ، از قلب احساسی فریب داده شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید