decree

[ایالات متحده]/dɪˈkriː/
[بریتانیا]/dɪˈkriː/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک دستور رسمی صادر شده توسط یک مقام قانونی؛ یک حکم
vt. به عنوان یک دستور رسمی صادر کردن؛ فرمان دادن؛ قضاوت کردن
vi. صادر کردن دستورات؛ تعیین کردن

عبارات و ترکیب‌ها

royal decree

فرمان سلطنتی

legal decree

فرمان قانونی

official decree

فرمان رسمی

جملات نمونه

The king issued a royal decree.

شاه فرمان سلطنتی صادر کرد.

The new decree will come into effect next month.

تصویب‌نامه جدید ماه آینده اجرایی خواهد شد.

The decree was met with strong opposition from the public.

تصویب‌نامه با مخالفت شدید مردم مواجه شد.

The decree was enforced strictly by the authorities.

تصویب‌نامه توسط مقامات به شدت اجرا شد.

The decree was designed to protect the environment.

تصویب‌نامه برای حفاظت از محیط زیست طراحی شده بود.

The decree was issued to regulate the use of pesticides.

تصویب‌نامه برای تنظیم استفاده از سموم دفع آفات صادر شد.

The decree was challenged in court by several organizations.

تصویب‌نامه توسط چندین سازمان در دادگاه به چالش کشیده شد.

The decree was aimed at reducing carbon emissions.

هدف از تصویب‌نامه کاهش انتشار کربن بود.

The decree was passed unanimously by the council.

تصویب‌نامه به طور یکپارچه توسط شورا تصویب شد.

The decree imposed strict penalties for violating the law.

تصویب‌نامه مجازات‌های سختگیرانه برای نقض قانون تعیین کرد.

نمونه‌های واقعی

I have an official decree from the Ash.

من یک فرمان رسمی از اش دارم.

منبع: Lost Girl Season 2

The Kremlin published a decree on the partial mobilization.

کرملین یک فرمان در مورد بسیج جزئی منتشر کرد.

منبع: CRI Online September 2022 Collection

But that did not stop a presidential decree declaring him officially replaced.

اما این مانع از صدور یک فرمان ریاست جمهوری مبنی بر جایگزینی رسمی او نشد.

منبع: BBC Listening Collection July 2016

So the founder and CEO, Mickey Mikitani, he stepped up and issued a decree.

بنابراین بنیانگذار و مدیر عامل، میکی میکیتانی، وارد عمل شد و فرمانی صادر کرد.

منبع: TED Talks (Video Version) Bilingual Selection

The decree drew immediate and widespread condemnation.

این فرمان با محکومیت فوری و گسترده ای روبرو شد.

منبع: NPR News March 2021 Compilation

In 1901, Cixi issued the Decree of Self-Reproach blaming herself for the war.

در سال 1901، سیشی فرمان خودسرانه را صادر کرد و خود را مسئول جنگ دانست.

منبع: Biography of Famous Historical Figures

He promulgates decrees as czar about daily life.

او به عنوان تزاری فرمانی در مورد زندگی روزمره منتشر می کند.

منبع: Yale University Open Course: European Civilization (Audio Version)

" Was this done at Ser Wilbert's decree" ? asked Tom.

آیا این کار به دستور سر ویلبرت انجام شد؟

منبع: A Song of Ice and Fire: A Storm of Ice and Rain (Bilingual)

" It's by the king's decree, " the man said.

به دستور شاه انجام شد.

منبع: A Song of Ice and Fire: A Feast for Crows (Bilingual Edition)

The Egyptian pharaohs inscribed their decrees on steely just like there was at a stone.

فرعون های مصری فرمانهان خود را بر روی سنگ های سنگی حک می کردند، درست مانند وجود در یک سنگ.

منبع: If national treasures could speak.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید