edict

[ایالات متحده]/'iːdɪkt/
[بریتانیا]/'idɪkt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فرمان؛ اعلامیه؛ دستور رسمی

عبارات و ترکیب‌ها

imperial edict

فرمان سلطنتی

issued an edict

یک فرمان صادر کرد

جملات نمونه

The king issued an edict forbidding the use of magic.

شاه حکمی صادر کرد که استفاده از جادو را ممنوع اعلام کرد.

The new edict imposed strict regulations on the sale of alcohol.

آیین‌نامه جدید مقررات سختگیرانه ای را برای فروش الکل وضع کرد.

The emperor's edict required all citizens to pay taxes on time.

فرمان امپراتور خواستار پرداخت به موقع مالیات از سوی همه شهروندان شد.

The edict from the government mandated the wearing of masks in public places.

فرمان دولت استفاده از ماسک در مکان های عمومی را اجباری کرد.

The edict was met with resistance from the local population.

این فرمان با مقاومت از سوی مردم محلی مواجه شد.

The edict of the company CEO set new guidelines for employee behavior.

فرمان مدیر عامل شرکت، دستورالعمل های جدیدی برای رفتار کارکنان تعیین کرد.

The edict of the school principal emphasized the importance of punctuality.

فرمان مدیر مدرسه بر اهمیت به موقع بودن تاکید کرد.

The edict of the judge determined the fate of the accused criminal.

فرمان قاضی سرنوشت مجرم متهم را تعیین کرد.

The edict of the council declared the area a protected wildlife sanctuary.

فرمان شورای شهر منطقه را پناهگاه حیات وحش محافظت شده اعلام کرد.

The edict of the mayor banned the use of plastic bags in the city.

فرمان شهردار استفاده از کیسه‌های پلاستیکی در شهر را ممنوع کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید