mandate

[ایالات متحده]/ˈmændeɪt/
[بریتانیا]/ˈmændeɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دستوری یا مجوزی که توسط مردم یا یک مقام داده می‌شود
vt. مجوز دادن یا کنترل را واگذار کردن

عبارات و ترکیب‌ها

official mandate

وظیفه رسمی

legal mandate

وظیفه قانونی

government mandate

وظیفه دولتی

issue a mandate

صدور فرمان

جملات نمونه

the British mandate in Palestine.

ماموریت بریتانیایی در فلسطین

mandated desegregation of public schools.

اجبار تفکیک مدارس دولتی.

The President had a clear mandate to end the war.

رئیس جمهور یک مأموریت روشن برای پایان دادن به جنگ داشت.

he called an election to seek a mandate for his policies.

او انتخابات را برای به دست آوردن مأموریتی برای سیاست هایش اعلام کرد.

the rightful king was mandated and sanctioned by God.

شاه عادلانه مأمور و مورد تأیید خدا بود.

he procured his wife to sign the mandate for the joint account.

او از همسرش خواست تا برای حساب مشترک، مأموریت را امضا کند.

After protracted consideration the national government had decided to ask a mandate from the people.

پس از بررسی طولانی مدت، دولت ملی تصمیم گرفت مأموریتی از مردم بخواهد.

نمونه‌های واقعی

The union says it's too soon to relax mask mandates.

گفته می‌شود که هنوز خیلی زود است که الزامات ماسک را کاهش داد.

منبع: CNN 10 Student English May 2021 Collection

OK. What about lifting mask mandates in schools?

باشه. در مورد لغو الزامات ماسک در مدارس چه می‌شود؟

منبع: NPR News February 2022 Compilation

I'm sorry. The dress code is mandated.

متاسفم. رعایت کد لباس اجباری است.

منبع: Gossip Girl Season 5

Samaritan follows no mandate other than its own.

ساماریتن تابع هیچ الزامی نیست مگر الزامات خود.

منبع: Person of Interest Season 5

The CDC says schools should keep mask mandates in place.

مرکز کنترل و پیشگیری بیماری‌ها می‌گوید مدارس باید الزامات ماسک را حفظ کنند.

منبع: CNN 10 Student English May 2021 Collection

The general election has given her a strong mandate.

انتخابات سراسری به او یک مأموریت قوی داده است.

منبع: BBC Listening Compilation March 2023

The result gives Mr. Rutte a mandate to form a new coalition government.

نتیجه به آقای روته اجازه می‌دهد تا یک دولت ائتلافی جدید تشکیل دهد.

منبع: BBC Listening March 2021 Collection

Mitsotakis uses his mandate to replace foreign minister Nikos Dendias.

میوتسوتاکیس از مأموریت خود برای جایگزینی وزیر امور خارجه نیکوس دندیاس استفاده می‌کند.

منبع: VOA Standard English_Europe

No, it is imperative that the next President of Afghanistan has a clear mandate.

نه، ضروری است که رئیس‌جمهور بعدی افغانستان یک مأموریت روشن داشته باشد.

منبع: BBC Listening Collection April 2014

It gives him a mandate to form a new coalition government.

این به او اجازه می‌دهد تا یک دولت ائتلافی جدید تشکیل دهد.

منبع: BBC World Headlines

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید