defaming

[ایالات متحده]/dɪˈfeɪmɪŋ/
[بریتانیا]/dɪˈfeɪmɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. انجام اظهارات نادرست درباره کسی به منظور آسیب رساندن به شهرت او

عبارات و ترکیب‌ها

defaming character

شخصیت‌سوزی

defaming remarks

اظهارات افترازا

defaming statements

بیانات افترازا

defaming actions

اقدامات افترازا

defaming someone

افترا زدن به کسی

defaming reputation

کذب در مورد شهرت

defaming news

اخبار دروغین

defaming claims

ادعاهای افترازا

defaming behavior

رفتار افترازا

defaming accusations

اتهامات افترازا

جملات نمونه

he was accused of defaming his former employer.

او به اتهام افترا به کارفرمای سابق خود متهم شد.

defaming someone online can lead to serious legal consequences.

افترا یا تهمت زدن به کسی به صورت آنلاین می تواند منجر به عواقب قانونی جدی شود.

the article was criticized for defaming public figures.

این مقاله به دلیل افترا به چهره های عمومی مورد انتقاد قرار گرفت.

she filed a lawsuit for defaming her character.

او به دلیل افترا به شخصیتش شکایت کرد.

defaming a competitor can damage your own reputation.

افترا زدن به یک رقیب می تواند به شهرت خودتان آسیب برساند.

he was found guilty of defaming a local business.

او به دلیل افترا به یک کسب و کار محلی گناهکار شناخته شد.

she denied the allegations of defaming her colleague.

او اتهام افترا به همکارش را رد کرد.

defaming others is not only unethical but also illegal.

افترا زدن به دیگران نه تنها غیراخلاقی بلکه غیرقانونی است.

he issued an apology for defaming the politician.

او به دلیل افترا به سیاستمدار عذرخواهی کرد.

defaming a public figure often attracts media attention.

افترا زدن به یک چهره عمومی اغلب توجه رسانه ها را به خود جلب می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید